نقش تلاش در کسب در آمد

نقش تلاش در کسب در آمد

عبدالحلیم باخرد

این یک امر طبیعی است، انسان درهر گوشه و کنار این جهان هستی زندگی کند،همواره دیده شده است که برای داشتن یک زندگی بهتر ، در تلاش بدست آوردن معاش و در آمد بهتر است، زیرا بدون داشتن درآمد بهتر در هیچ نقطه ای از جهان وی نخواهد توانست به زندگی بهتر و راحت دست یابد. اما برای بدست آوردن درآمد خوب و بهتر نیاز است که انسان بیشتر کار کند و زحمت بکشد تا بتواند با گذشت زمان درآمد بهتری داشته باشد. از جانب دیگر، دست یابی به درآمد بهتر نیاز به داشتن مهارت،دانش و ظرفیت بهتر دارد.زیرا داشتن مهارت، دانش و ظرفیت در انجام هر کسب و کاری می تواند زمینه ای دست یابی انسان را به در آمد بهتر فراهم سازد. به عبارت دیگر، انسانی دارای مهارت،دانش و ظرفیت در هر مسلک، پیشه، کسب و کاری باشد می تواند همیشه مصروف کار بوده باشد، زیرا در هر پیشه و مسلکی در بازار کار برایش کار پیدا خواهد شد، این باعث می گردد که وی بتواند درآمد بهتری داشته باشد و هیچ گاهی محتاج به کمک دیگران نباشد.بنابراین، برای این که انسان بتواند دارای چنین ویژگی باشد، نیاز است که وی تلاش نماید هر مسلک، پیشه و حرفه ای را بیاموزد و مهارت های خود را بالا ببرد تا بتواند شغل بهتری را بیابد و در آمد خود را افزایش دهد.هرچند یادگیری حرفه، مسلک و پیشه زمان بر است،اما می تواند با گذشت زمان نقش تعیین کننده در بهتر شدن در آمد انسان داشته باشد. از این رو، نیاز است افرادی دارای فرصت اند ، وقت اضافی دارند در آموختن مسلک،پیشه و حرفه تعلل نکنند تا بتوانندبعد از ختم دوره ای آموزش صاحب درآمد گردند.از این گذشته، افرادی که دارای مهارت، حرفه و مسلک اند، در هر کشور و سر زمینی که زندگی کنند،می توانند صاحب کار و درآمد باشند،زیرا هر جامعه و کشوری به هدف رفع نیازمندی شهروندان اش به افراد مسلکی،پیشه ور و حرفوی نیاز دارد،پس نباید در یاد گیری،حرفه ،پیشه و مسلک کوتاهی کرد، باید آن را یاد گرفت. چنانچه ما امروز شاهد هستیم، افراد دارای مسلک،حرفه و پیشه اند، دارای کار و بار اند و درآمد خوبی نیز دارند،وضعیت زندگی آنها نیز نسبت به دیگران بهتر است،اما افرادی که صاحب حرفه، پیشه و مسلک نیستند دیده می شود ، وضعیت زندگی آنها چندان خوب نبوده و درآمد اندک دارند. ازجانب دیگر، استفاده از نیروی تفکر،تخیل و ظرافت در کسب می تواند روی بهبود در آمد در بازار ،نقش مهمی را بازی کند، بنابر این نیاز است،انسان قبل از انجام هر کار و پیشه ای باید در باره ای چگونه دست یابی به درآمد فکر کند تا بتواند کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام داده واز این طریق بتواند مخارج زندگی خویش را تأمین کند .برعکس انجام هر کسب و کاری بدون تفکر و تدبیر نمی تواند به مؤفقیت بی انجامد،بل می تواند ناکامی را نیز به همراه داشته باشد. از این رو، نیاز است انسان قبل از شروع هر کسب و کاری معلومات خود را درباره ای آن تکمیل کند و بعدا برای شروع و رونق گرفتن آن برنامه بریزد ، هزینه اختصاص دهد و تدابیری را روی دست گیرد،در این صورت است که وی می تواند به مؤفقیت دست یابد و کسب و کاری خود را رونق دهد. آنچه که در این جا قابل تذکر است، این است که در پهلوی داشتن مهارت، حرفوی بودن در هر کسب و پیشه ای برای در آمد بهتر به عرق ریختن و زحمت کشیدن نیاز است، زیرا هیچ گنجی بدون زحمت و رنج بدست نمی آید. افزون بر این، زحمت کشیدن و عرق ریختن باعث می گردد کاسب،پیشه ور بگونه ای بهتر بتواند در ساختن وسایل و اجناس دست ساخت خویش مؤفق باشد و بتواند رضایت مشتریان را به دست آورد، رضایت مشتریان می تواند باعث آن گردد تا اعتبار وی در بازار بیشتر گردد،بیشتر شدن اعتبار می تواند مشتریان بیشتر را جلب کند و جلب بیشتر مشتریان می تواند در گسترش کسب و کار وی تأثیر مثبت داشته باشد. گذشته از این، در صورتی که جنس با کیفیت باشد می تواند در بازار متقاضی و مشتری خود را داشته باشد و جنس،زمانی با کیفیت می با شد در ساخت آن از مواد با کیفیت کار گرفته شود و کاسب و پیشه ور وقت بیشتری را در ساختن آن صرف کند. برعکس درصورتی که در ساخت جنس از مواد بی کیفیت استفاده گردد و کاسب در وقت ساختن آن چندان زحمت نکشد ،جنس بی کیفیت می آید و جنس بی کیفیت نمی تواند در بازار متقاضی و مشتری داشته باشد ،همین گونه ساخت جنس بی کیفیت می تواند باعث آن گردداز اعتبار کاسب و پیشه ور در نزد مشتری بکاهد و باعث سرد شدن بازار وی گردد.ازاین رو، نیاز است کاسب و پیشه ور تلاش کند جنسی با کیفیت را بسازند تا بر علاوه رقابت در بازار های داخلی در بازار های خارجی نیز بتواند رقابت کند. پس گفته می توانیم تلاش در کسب درآمد می تواند تأثیر گذار باشد و بدون تلاش و زحمت نمی توان به آسانی به درآمد بهتر دست یافت. پس برای این که، بتوان در آمد بهتری داشت نیاز است که شب و روز عرق ریخت و زحمت کشید. درآمد بهتر می توان نقش کلیدی در بهبود وضعیت زندگی هر فردی داشته باشد و در آمد بهتر می تواند تأثیر خوبی روی روح و روان انسان داشته باشد و انسان را از پریشانی و تشویش برهاند. پس چه خوب است که فرصت را از این بیشتر از دست ندهیم و در تلاش کسب درآمد بهتر باشیم تا بتوانیم به یک زندگی بهتر و راحت دست یابیم.

اهمیت مشوره و مصلحت در امور زندگی  

اهمیت مشوره و مصلحت در امور زندگی

عبدالحلیم باخرد

طبیعی است، انجام هرکار و باری به تنهایی و بدون در نظر داشت مشوره و مصلحت با افراد صاحب تجربه و ماهر می تواند برای آنهایی که تازه کار در هر مسلک و پیشه باشند، مشکلاتی را به همراه داشته باشد.زیرا چنین افرادی بدون آگاهی و داشتن آشنایی با محیط کار و برقراری ارتباط با مشتری نمی توانند در پیش برد کار خویش چندان مؤفق باشند. گذشته از این، عدم داشتن سابقه ای کار در یک مسلک،پیشه می تواند باعث آن گردد که، فرد تازه کار نتواند در بازار کار با هم کاسبان، مسلکان وهم پیشه ای خویش به خوبی رقابت کند.زیرا افراد با تجربه در هر کسب و کاری بر علاوه این که جای مناسب را برای کار خویش انتخاب می کنند،ابزار کار و افراد کار آزموده ای را نیز با خود دارند، انتخاب جای مناسب، استفاده از از ابزار کار و افراد ماهر می تواند در انجام دادن بهتر هر کسب و کاری تأثیر ژرفی داشته با شد.بنابراین، می توان گفت در شروع هر کاری نیاز است با افراد مسلکی، مجرب در این مورد مشوره و مصلحت صورت گیرد تا آنها بتوانند بر اساس تجارب،مهارت و اطلاعات خود به افراد تازه کار و نو کار در مورد چگونگی استفاده از ابزار کار و استفاده از افراد مجرب و ماهر، چگونگی برخورد با مشتریان و چگونگی طرز کار و فعالیت، اطلاعاتی را شریک سازند، راهنمایی ها و مشوره های لازم را بدهند، در صورتی که آنها اطلاعات خود را کامل سازند به کار آغاز کنند می توانند به مؤفقیت دست یابند و کار و بار خود را بیشتر گسترش دهند. از جانب دیگر، مشوره و مصلحت در کانون خانواده نیز می تواند سبب آن گردد والدین به آسانی بتوانند از پس مسئولیت های زندگی خود به خوبی برآیند ،امور زندگی خویش را بخوبی سر و سامان دهند.همین گونه، مشوره و مصلحت در یک اداره می تواند باعث آن گردد ،اجرای امور به گونه ای بهتر آن صورت گیرد و سکتگی در پیش برد آن دیده نشود.اما عدم مشوره و مصلحت در امور اداره می تواند باعث ایجاد بی نظمی و هرج و مرج و کندی انجام امور گردد.از این رو ، نیاز است افرادی که در یک اداره باهم کار می کنند کوشش نمایند برای حل مشکلات و چالش ها باهم مشوره نمایند تا بتوانند به نارسایی ها در اداره نقطه ای پایان گذارند و در انجام مسئولیت های خویش مؤفق گردند ، زیرا ممکن است که در اداره افراد تازه کار استخدام گردند و آنها چندان آشنایی با محیط کار و طرز کار نداشته باشند، پس چه خوب خواهد شد، برای تسریع بخشیدن روند کار در اداره ، حل مشکلات و رفع نواقص، کارمندان باهم مشوره و مصلحت نمایند و بر اساس مشوره و مصلحت کار خود را انجام دهند تا بتوانند در انجام امور محوله ای خویش مؤفق باشند. اما این نکته را نیز نباید از یاد برد ، انجام امور در یک اداره زمانی می تواند بگونه ای بهتر پیش برده شود که در آنجا سلسله ای مراتب در نظر گرفته شود. در غیر این صورت، انجام امور نمی تواند به بهترین شکل ممکن آن به پیش رود.بل، ممکن است نواقص و سکتگی در آن دیده شود.و سلسله ای مراتب زمانی در یک اداره در نظر گرفته می شود ،در مورد چگونگی پیش برد امور با افراد سابقه کار و باتجربه مشوره صورت گیرد. به باور آگاهان امور انجام هر کاری براساس مشوره و مصلحت با افراد صاحب تجربه و تخصص می تواند باعث گردد، افراد در انجام وظایف خود در کانون خانواده، محیط کار و اجتماع مؤفق باشند و دست آوردهای خوبی را نیز داشته باشند، برعکس،انجام هرکاری بدون در نظر داشت مشوره و مصلحت با افراد با تجربه، ماهر و متخصص می تواند مشکلات زیادی را به همراه داشته باشد و ممکن است منجر به آن گردد، افراد از نظر مالی زیان مند گردند یا وظیفه ای خود را از دست دهند. این می تواند باعث آن گردد، آنها هیچ گاهی نتوانند وظیفه و کار مناسب برای خود بیابند و مجبور به آن گردند برای امرار معاش به کارهای شاقه روی آورند، این می تواند در کاهش درآمد آنها تأثیر گذارد و آنها نتوانند با درآمد اندک که دارند از پس مخارج زندگی خویش به خوبی برآیند.بنابراین می توان گفت مصلحت و مشوره در انجام امور زندگی فردی و اجتماعی باید به عنوان یک اصل شناخته شود،زیرا بدون مشوره و مصلحت انسان نمی تواند در پیش برد مسئولیت های زندگی فردی و اجتماعی خویش مؤفق گردد، پس باید در انجام امور زندگی فردی و اجتماعی مشوره و مصلحت را از یاد نبریم. در غیر این صورت ممکن است در راستای پیشبرد وظایف و مسؤلیت های خویش چه در محیط خانه و کار با مشکلات زیادی مواجه گردیم. مشوره و مصلحت در امور تجارت نیز خیلی ها مهم است، زیرا بدون مشوره با متخصصین این بخش سرمایه دار نمی تواند سرمایه ای خویش را در کسب و کاری به کار اندازد، اما درصورتی که با متخصصین و افرادی با تجربه در عرصه ای تجارت و سرمایه گذاری مشوره مصحلت صورت گیرد، در این صورت است که سرمایه داربا فکرآرام سرمایه ای خویش را بکار انداخته ومی تواند از کار و فعالیت خویش مفاد بهتری بدست آرد. از این گذشته، سرمایه دار، برای مدیریت بهتر سرمایه ای خویش نیاز به این دارد با افراد مسلکی و با تجربه در مورد چگونگی مدیریت آن مشوره و مصحلت نماید، زیرا بدون مدیریت بهتر سرمایه، ممکن است سرمایه بدون این که از آن، سرمایه دار بهره ببرد، به هدر رود. پس می توانیم بگوئیم مشوره و مصلحت در تمام امورزندگی با افراد مجرب و کارآزموده و دارای فهم یک ضرورت و نیاز است، زیرا بدون مشوره و مصلحت هیچ کاری به خوبی صورت نخواهد گرفت.

نقش فضای آرام در آموزش بهتر

نقش فضای آرام در آموزش بهتر

عبدالحلیم باخرد

آموختن و فراگیری دانش و همین گونه آموزش دادن به دیگران مانند،انجام امور و فعالیت های دیگر نیاز به مکان و جای مناسب دارد. بدون انتخاب مکان، جای مناسب و ایجاد فضای آرام ،آموزش به شیوه‌ای بهتر ناممکن است. زیرا ، اگر صنف آموزشی و تدریسی در محل واقع گردیده باشد که آنجا سر و صدا و مکان برای انجام فعالیت های روزانه و معاملات باشد نمی تواند فضای آرام و مناسب برای آموزش و تدریس باشد، در صورتی که در جنین فضای برای دانش آموزان یا دانشجویان تدریس صورت گیرد،دانش آموزان یا دانشجویان نخواهند توانست به خوبی درس را فرا گیرند، زیرا سر و صدا و آلودگی صوتی باعث می گردد حواس آنها پرت شده و متوجه درس،نشوند و نتوانند درسی را که استاد ارائه می کند ، استماع نمایند. بنابراین نیاز است برای تدریس و آموزش بهتر مکان در نظر گرفته شود، از محل سر و صدا دور واقع شده باشد تا دانش آموزان یا دانشجویان به آسانی در فضای آرام و بدون سر و صدا بتوانند به درس استاد گوش دهند و آن را به حافظه بسپارند.از جانب دیگر، موقعیت صنف درسی در محل ازدحام و سر وصدا باعث می گردد، دانش آموزان یا دانشجویان نتوانند خود را به وقت معین به درس برسانند و این باعث ضیاع وقت می گردد.از این رو، نیاز است که کوشش گردد تدریس در محیط آرام و بدون سر و صدا صورت گیرد تا دانش آموزان یا دانشجویان بتوانند به گونه ای بهتر دروس خود را فرا گیرند و آن را به حافظه بسپارند. همین گونه کوشش گردد هوای صنف معتدل باشد،یعنی هوای صنف درسی نه باید بسیار سرد یا گرم باشد ، سردی بیش از حد هوا باعث می گردد تا دانش آموزان یا دانشجویان سرما بخورند و همین گونه، گرمی بیش از حد باعث بی حال شدن دانش آموزان یا دانشجویان می گردد، در این صورت است که آنها نمی توانند دروس را بگونه ای بهتر فراگیرند.ازاین گذشته،استاد باید کوشش نماید فضای صنف را نیز آرام سازد تا دانش آموزان یا دانشجویان متوجه درس شوند ، زیرا در صورتی که فضای صنف آرام نباشد، دانش آموزان یا دانشجویان در موقع تدریس،در صنف سر و صدا و بی نظمی را راه اندازند ، تدریس بگونه ای بهتر صورت نگیرد و دانش آموزان یا دانشجویان نتوانند دروس را بگونه ای بهتر فرا گیرند .از جانب دیگر،کوشش گردد فضای صنف روشن باشد،یعنی ، دیوارها ، دروازه وکلکین صنف با رنگ روشن رنگ شود تا نور خورشید از بیرون داخل صنف می شود ، فضای صنف را روشن کند،زیرا در عدم موجودیت روشنی مشکل است استاد بتواند چیزی را بالای تخته بنویسد و دانش آموزان یا دانشجویان بتوانند آن را یادداشت نمایند.گذشته ازاین ،باید کوشش گردد تا هوای تازه به داخل صنف بیاید، زیرا در عدم موجودیت هوای تازه و فضای بسته ممکن است رطوبت در صنف بوجود آید، هوای بسته باعث ایجاد سرگیچی و سر دردی دانش آموزان یا دانشجویان می گردد، پس باید کلکین ها را باز ماند تا هوای تازه داخل صنف شود ، رطوبت از بین برود و دانش آموزان یا دانشجویان بتوانند هوای تازه را تنفس کنند.هم چنان کوشش گردد صنف بگونه ای مرتب بعد از ختم هر ساعت درسی پاک گردد ، زیرا عدم توجه به نظافت و پاکی صنف می تواند باعث ایجاد تعفن و بد بویی در صنف گردد که این می تواند باعث آزار و اذیت استاد ،دانش آموزان یا دانشجویان گردد یا سبب شیوع بیماری در میان آنها گردد.افزون براین ها،کوشش گردد حویلی یا حیاط بیرون از صنف سر سبز و شاداب باشد،زیرا سرسبزی و شادابی حویلی باعث می گردد دانش آموزان یا دانشجویان هوای پاک را استشمام کنند ،دلتنگی را احساس نکنند و از درس خسته نشوند.موجویت فضای سبز، شادابی و طراوت می تواند در تازگی و طراوت روح آنها تأثیر گذارد، بخصوص زمانی که، بعد از ختم ساعت درسی دانش آموزان یا دانشجویان به بیرون می برآیند، خستگی شان به زودی رفع خواهد شد و آماده برای ساعت دیگر درسی خواهند شد. از جانب دیگر، توجه به نظافت و پاکی محوطه ای بیرون از صنف درسی نیز مهم است، زیرا در نبود فضای پاک و نظیف امکان آن وجود دارد امراض گونه گون در میان دانش آموزان یا دانشجویان شیوع پیدا کند، همین گونه از دانش آموزان یا دانشجویان به اعضای خانواده آنها و سایر افراد جامعه سرایت کند.پس نیاز است که محوطه ای صنف درسی را نیزپاک نگهداشت. حیاط و محوطه ای صنف درسی باید داری چاردیواری باشد،زیرا عدم چهاردیواری باعث می گردد، افراد غیر مسئول حتا اطفال نیز وارد محوطه ای آن شده ، مزاحمت ایجاد کنند و بی نظمی را خلق کنند.بنابر این برای جلو گیری از ورود افراد غیر مسئول بر محوطه ای صنف درسی بر علاوه چهاردیواری دروازه و دروازیان نیز داشته باشد، در این صورت است که می توان یک فضای آرام را برای تدریس بهتر و آموزش بهتر برای دانش آموزان یا دانشجویان ایجاد کرد. در فرجام کلام می توان گفت که بدون موجودیت فضای آرام نمی توان به آرامش رسید، زیرا درعدم موجودیت فضای آرام نمی توان ذهن خود را آرام نگهداشت ، پس چگونه می توان روی درس تمرکز کرد، بل فضای ناآرام می تواند باعث عدم تمرکز ذهن روی درس و کار شود، در نتیجه این می تواند باعث آن گردد که زمان بدون فراگیری درس سپری شود و ما نتوانیم از گذر زمان بهره ببریم. بنابراین نیاز است که برای جمع کردن حواس، ابتدا فضای آرام را ایجاد کرد تا بتوان به درس و کاری که مشغول هستیم؛ آن را به درستی انجام دهیم و یاد گیریم. از اینجا گفته می توانیم موجودیت فضای آرام یکی از اساسی ترین و مهم ترین اصل در تدریس و آموزش است که باید در مکاتب و نهادهای تحصیلی در نظر گرفته شود، در غیر این صورت تدریس به وجه بهتر نمی تواند صورت گیرد.

نگاهی به نقش قلم در ماندگاری سخن

نگاهی به نقش قلم در ماندگاری سخن

عبدالحلیم باخرد

نقش قلم در ماندگاری سخن را نمی توان به هیچ وجه نادیده گرفت، زیرا تنها وسیله ای توانست صدها و حتا هزاران قرن را در لایه ای صفحات متعددی جا دهد تا ما بتوانیم با گذشت زمان از حوادث، وقایع و رویداد های که در گذشته های بسیار دور اتفاق افتاده است، باخبر شویم، قلم است.قلم است که تاریخ، تمدن ، هویت ها و فرهنگ های گونه گون در گذشته شکل گرفته اند را برای ما باز گو می کند و ما می توانیم داستان ها،روایات و شرح زندگی انسان های قبل از خود را بخوانیم و بدانیم.پس نمی توانیم نقش قلم را در بیداری و آگاهی بشر نادیده بگیریم. زیرا قلم است که باعث می گردد تا ما نظریات، دیدگاه ها و اندیشه های خود را برای نسل های بعد از خود به یاد گار بسپاریم. بنابر این نیاز است ما چیزی را بنویسم و سخنی را با نوشتن به دیگران بازگو نمائیم که آن بتواند در زندگی آنها تحول مثبتی را بوجود آرد و راه گشا و حلال مشکلات آنها باشد. نوشتن حرف ها و سخنان منحرف کننده می تواند تأثیرات منفی را روی اذهان عامه بجا گذارد.در این صورت است که ،حق حرمت قلم در نظر گرفته نخواهد شد. به عبارت دیگر، می توان گفت،به جایگاه و ارزش معنوی قلم بی احترامی خواهد شد. پس ما باید چیزی را بنویسم آن بتواند تغییر و تحول مثبتی را در زندگی دیگران بوجود آرد ، مشکلی از مشکلات آنها را حل کند و چهارچوبی را برای دست یابی بشر به یک زندگی عاری از خشونت و جنگ تعیین کند که همه بتوانند در چوکات آن بدون تعرض به حقوق یکدیگر به زندگی صلح آمیز در کنار هم ادامه دهند. انتقال دانش ذریعه ای قلم به دیگران و حتا نسل های بعد می تواند یک کار بسیار مهم ،ارزشمند و خدمت والای به بشر باشد‌ در صورتی که، ما اندیشه ، دانش ، دیدگاه خود را روی مسائل گونه گون ننویسیم، دیده خواهد شد با گذر زمان اندیشه، دانش و دیدگاه ما در میان دیگران باقی نخواهد ماند، بل با به پایان رسیدن عمر ،همه چیز تمام خواهد شد و ما نخواهیم توانست دانش، اندوخته ها، و اندیشه ای خود را به دیگران انتقال دهیم، پس خوب خواهد شد تا فرصت است، کوشش نمائیم نظریات، اندوخته ها و تجارب خود را ذریعه ای قلم به دیگران انتقال دهیم تا نسل بعد از ما راه درستی را در پیش گیرند و یک زندگی بهتر را برای خود سرو سامان دهند. زیرا دیده می شود، بسیاری ها با وجود این که قرن ها پیش از ما می زیستند ، آنها با نوشتن، آثار گران بهایی را به ما به میراث گذاشتند با خواندن آثار آنها ما می توانیم بسیاری از مسائل مهم زندگی خود را بدانیم و برای بسیاری از بیماری ها راه معالجه و درمان را پیدا کنیم. آثار بجامانده از نویسندگان و دانشمندان در رشته های گونه گون مانند ، اقتصاد، طبابت، ادبیات،نجوم... کار های ارزشمندی است، آنها توانستند راه بهتر زندگی کردن را برای ما نشان دهند و تسهیلات و پیشرفت های در عرصه‌های گونه گون امروز بوجود آمده است، همه ای اینها مرهون زحمات دانشمندان گذشته است.اما امروز با وجود پیشرفت ها و تسهیلات در بخش های گونه گون بازهم می بینیم هنوز هم مشکلات زیادی وجود دارد، بسیاری از این مشکلات در نتیجه ای استفاده بی رویه ای انسان از منابع طبیعی است، این باعث گردیده است که ما شاهد کاهش این منابع در بسیاری از کشورها باشیم، همین گونه، گسترش فعالیت های کارخانجات تولیدی و صنعتی در کشور های بزرگ صنعتی باعث تولید گازهای گلخانه ای گردیده است و این باعث شیوع امراض مختلف تنفسی در بسیاری از مناطق جهان شده است.افزایش میزان درجه حرارت زمین نشانه های از تأثیرات دخالت انسان در طبیعت است،می تواند خطرات زیادی روی زندگی بشر و سایر موجودات حیه داشته باشد.افزایش فعالیت های هستوی ،استفاده از انواع فناوری ،بخصوص هوش مصنوعی می تواند تهدیدی جدی برای بشر تلقی گردد.به عبارت دیگر، گفته می توانیم، همان گونه فن آوری توانسته است، تسهیلات لازم را در زندگی بشر بوجود آرد، به همان اندازه توانسته است زیان های را به همراه داشته باشد، عواقب استفاده از هوش مصنوعی نیز می تواند بر این تهدیدات بی افزاید. افزون بر این ها، نقش قلم در زندگی روزانه ما نیز از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا ما تنها با نوشتن است که می توانیم برنامه ها، طرح های خود را عملی سازیم و امور زندگی خویش را تنظیم کنیم ، بدون نوشتن و ترتیب آن بر اساس یک جدول زمانی و فهرست بندی آن ناممکن است که ما بتوانیم از عهده ای مسئولیت های زندگی خویش به خوبی بدر آییم.پس ما نمی توانیم نقش قلم را در بهبود وضعیت زندگی بشر در گذشته و حال نادیده گیریم.زیرا قلم بهترین وسیله برای فهمیدن و فهماندن است. دانشمندان که آثار گران سنگی را نوشتند و آن را به ما یادگار گذاشتند، در جهان اسلام خیلی زیاد اند که ما می توانیم در این جا چند تن از آنها را در علوم مختلف تبحر داشتند یاد ببریم، یکی از آنها ابوعلی سینا است که وی آثار گرانسنگ را در رشته ای طب به تحریر در آوردند نام آن القانون فی الشفا است، تا قرون متوسط اثر این عالم و دانشمند اسلامی در بسیاری از دانشگاه های کشورهای جهان تدریس می گردید و یکی از منابع مهمی و معتبر بحساب می آمد از آن در معالجه و درمان بیماران استفاده می گردید. همین گونه، ابوریحان البیرونی نیز در علوم نجوم از تبحر بالای برخوردار بود و امروز بسیاری از پیشرفت ها در عرصه ای نجوم براساس نوشته ها و تحقیقات وی بدست آمده است که نمی توان آن را نادیده گرفت. همه ای، این ها ، نقش قلم در ماندگاری سخن است که در این جا شمه ای از آن را یاد آورشدم.

نگاهی به تأثیر نامطلوب مداخله در زندگی دیگران

نگاهی به تأثیر نامطلوب مداخله در زندگی دیگران

عبدالحلیم باخرد

در جامعه ما دیده می شود، بیشتر خانواده ها به دلیلی موجودیت مشکلات اقتصادی، کم و کاستی های زیادی دارند، این کم و کاستی ها گاه و ناگاهی باعث بروز اختلافات، مشاجره و منازعه میان زن و شوهر می گردد.هرچند اختلافات میان آنها آن قدر هم زیاد نیست که بتواند مشکلات آنها را بیشتر کند و ممکن است بعد از گذشت زمان حل گردد،اما مداخله ای خانواده ای زن یا شوهر می تواند در عمیق ساختن اختلاف میان آن دو بیشتر تأثیر گذارد و باعث عمیق تر شدن اختلافات میان زن و شوهر گردد، این می تواند روی سلامت روانی اطفال آنها تأثیرات نامطلوبی را بجا گذارد.در صورتی که خانواده ای زن یا شوهر در امور زندگی آنها مداخله نکنند یا آنها را راهنمایی درست کنند، در این صورت است که آنها خواهند توانست باهم کنار آمده و از مشاجره و دعوا باهم بپرهیزند و یک زندگی آرام و خوشی را داشته باشند. اگر خانواده های زن و شوهر کوشش نمایند برای حل مشکلات اقتصادی فرزندان شان، از آنها حمایت مالی کنند، این می تواند باعث حل مشکلات آنها گردیده و کمی ها و کاستی های آنها پر کند، با پر شدن کمی ها و کاستی ها در زندگی آنها پیوند زناشوهری میان آن دو نسبت به گذشته، مستحکم تر خواهد شد، اما مداخله ای خانواده ای زن یا شوهر به جانب داری از یکی طرف ها می تواند زمینه را برای بروز خشونت بیشتر سازد و حتا منجر به جدایی میان آنها گردد. از این رو نیاز است در هنگام بروز مشکل میان زن و شوهر، خانواده آنها به هدف حل مشکلات ، آنها را راهنمایی درست کنند تا آنها بتوانند زندگی خویش را سر و سامان بخشند‌. از این گذشته،برخوردهای سلیقه ای میان زن و شوهر گاهی می تواند سبب بروز ناراحتی ها میان آن دو گردد، اما این ناراحتی ها می تواند باگذشت زمان و پی بردن به اشتباهات به خوشی تبدیل شود، در صورتی که خانواده های زن و شوهر مداخله نمایند ،ناراحتی آنها بیشتر گردیده و این می تواند به خشونت بی انجامد . از این رو لازم است، خانواده های زن و شوهر در چنین شرایطی کوشش نمایند آرامش خود را حفظ کنند و بگذارند زن و شوهر مشکل را در بین هم حل نمایند،در صورتی که، دیده شد با گذشته زمان این ناراحتی ها پابرجاست، در این صورت خانواده های آنها به هدف آشتی دادن آنها پا در میانی کنند تا روابط میان زن و شوهر بیشتر از این خراب نگردد، بل می تواند بهتر شود و آنها بتوانند در کنار هم به زندگی ادامه دهند . ازاین گذشته، افرادی دیگری مانند نزدیکان زن یا شوهر به هدف ایجاد اختلاف بین زن و شوهر دست بکار می شوند و عیوب آنها را به دیگران نمایان می کنند و اتهامات را بر زن یا شوهر می بندند، در حالی که ممکن است بسیاری آنها حقیقت نداشته باشد، اما این می تواند در سرد سازی روابط بین آن دو تأثیر گذارد. در صورتی که زن و شوهر از هوشیاری کار گیرند و اجازه نه دهند افرادی دیگری به دلیل اغراض شخصی خود اتهامات و عیوب را بر یکی از آنها بتراشند و آن را به دیگری گوش زد کنند، در این صورت است که وابستگان آنها نخواهند توانست در برهم زدن روابط میان آن دو موفق گردند .در این صورت است که آنها می توانند یک زندگی خوب خوشی را در کنار فرزندان شان داشته باشند. برعکس، در صورتی که آنها از هوشیاری خود کار نگیرند و اجازه دهند ، نزدیکان شان در زندگی آنها مداخله کنند، در این صورت است که با گذشت زمان روابط آنها رو به سردی خواهد گرائید و اختلافات شان عمیق تر خواهد شد، پس چه خوب است برای زدودن اختلافات و رفع ناراحتی ها میان آن دو کوشش گردد ، به آنها راهنمایی شود تا خوب و بد را از هم تفکیک کنند و به زندگی در کنار هم ادامه دهند. یکی از دلایلی که باعث می گردد تا دیگران در امور زندگی زن و شوهر مداخله نمایند همانا عدم رعایت نگهداری راز خانه است،شوهر یا زن به دلیلی عدم آگاهی کوچک ترین اشتباه یکدیگر خود را به دیگران افشا می کنند، این می تواند زمینه را برای مداخله ای دیگران در امور زندگی آنها فراهم سازد، در نتیجه افراد استفاده جو از نزدیکان شوهر یا زن فرصت می یابند برای برهم زدن روابط میان آنها دست بکار شوند و زندگی آنها را بهم زنند.اما درصورتی که آنها راز خانه را حفظ کنند و آن را به دیگران نگویند در این صورت است که آنها خواهند توانست یک زندگی خوش و آرامی را در کنار فرزندان شان داشته باشند. هم چنان درک مسئولیت های زندگی یکی از مهم ترین مسائل است که می تواند پیوند آنها را بیشتر مستحکم سازد ، یعنی در صورتی که آنها مسئولیت های خویش را به درستی انجام دهند، آنها خواهند توانست مشکلات زندگی را حل کنند و یک آینده‌ای بهتر ی را برای فرزندان شان رقم زنند. از جانب دیگر، این را نباید فراموش کرد در جامعه ما این به یک رسم تبدیل شده است، بسیاری ها بجای این که متوجه اشتباه و مشکلات زندگی خویش گردند، خوش دارند به عیب جویی دیگران و مداخله در امور زندگی دیگران وقت خود را بیهوده سپری نمایند، در این صورت است که دیده می شود، در میان خانواده ها نزاع بوجود می آید که می تواند به دشمنی میان خانواده ها تبدیل گردد.بنابراین نیاز است در مورد هر شخص نباید کورکورانه قضاوت کرد و شایعات را پذیرفت، بل نیاز است برای یافتن حقیقت معلومات خود را تکمیل کرد و مدارک را بدست آورد،در این صورت است که حقیقت هویدا خواهد شد. اما برخورد های سلیقه ای و برداشت های نادرست می تواند روابط میان زن و شوهر را برهم زند، از این رو، نیاز است که برای جلوگیری از هر نوع خشونت در کانون خانواده، نیاز است که زن و شوهر به برخورد های سلیقه ای و برداشت های نادرست خود پایان دهند تا بتوانند در کنار فرزندان خود یک زندگی خوش و آرامی را داشته باشند.

نگاهی به تأثیر گذاری افراد در اجتماع

نگاهی به تأثیر گذاری افراد در اجتماع

عبدالحلیم باخرد

انسان در هر اجتماع و منطقه ای که انسان زندگی کند ، او می تواند با رفتار،گفتار و افگار خویش روی سایر افراد ی که در آنجا زندگی می کنند، تاثیر خوب و بدی را بجا گذارد، به این معنی که، رفتار،گفتار و افگار خوبی وی می تواند به بسیاری ها کمک کند تا آنها راه درست را به هدف دست یابی به یک زندگی سالم بیابند و افراد موثر و نیکوکاری بارآیند و بتوانند برعلاوه حل مشکلات خود، مشکلات دیگران را نیز در اجتماع حل کنند.اما گفتار، رفتار و افگار منفی وی می تواند بالای دیگران تاثیر کند و باعث به بیراهه کشاندن سایر افراد در اجتماع گردد، در این صورت، آنها نه تنها برای خود مشکل خلق خواهند کرد، بل می توانند مشکلات زیادی برای دیگران بوجود آرند و درد ساز باشند، بنابراین، نیاز است انسان در اجتماعی زندگی کند، افراد آن دارای افگار، رفتار و گفتار نیک باشد و بتواند با الگو گرفتن از افگار،رفتار و گفتار آنها راه درست را برای یک زندگی سالم انتخاب کند و زندگی آبرومند و با عزتی داشته باشد. این را نباید فراموش کرد، رفتار،گفتار و افگار نیک می تواند باعث یافتن جایگاه بلند انسان در میان افراد جامعه گردد. زیرا انسان دارای رفتار، گفتار و افگار عالی می تواند در مورد مسائل مختلف زندگی مشوره ها و هدایات نیک را به دیگران دهد و آنها بتوانند در پرتو راهنمای ها و نظریات نیک وی راه بهتری را برای برون رفت از مشکلات زندگی انتخاب نمایند، این باعث می گردد دیگران به وی احترام قائل شوند و حضور وی را در محافل شاد و غم خود گرامی دارند. برعکس، داشتن،رفتار، گفتار و افگار منفی می تواند به جایگاه و اعتبار انسان در اجتماع صدمه زند و باعث آن گردد که دیگران به وی احترام قائل نشوند و از حضور وی در محافل و مجالس شاد و غم خویش به گرمی استقبال نکنند.بنابراین ، انسان در هر اجتماعی که زندگی می کند کوشش نماید دارای رفتار و گفتار نیک با دیگران داشته باشد و ذهن خود را از افگار منفی پاک نماید تا جایگاه و اعتبار خود را در میان افراد جامعه بیابد و همه به وی احترام قائل شوند و حضور وی را در محافل شاد و غم خود گرامی دارند. داشتن نظریات نیک در مورد مسائل مهم زندگی ، محیطی و شریک ساختن آن با دیگران می تواند باعث آن گردد تا دیگران آن را عملی سازند و برای مشکلات زندگی و محیطی خویش راه حل بهتری را بیابند. از این رو گفته می توانیم، افراد دارای افگار، رفتار و گفتار نیک می توانند با راهنمایی ها، مشوره های خویش برای بسیاری راه بهتر زندگی کردن را بیاموزند و بسیاری ها را از گودال فقر و بدبختی و جهل نجات دهند. زیرا دادن مشوره های نیک در مورد مسائل مختلف زندگی به دیگران سبب می گردد، آنها به آسانی و خوبی بتوانند اختلافات خود را در میان خود حل کنند و یک رابطه ای بسیار نیک و صمیمی را باهم برقرار کنند. از این گذشته،افراد دارای افگار، رفتار و گفتار نیک می توانند برای سایر افراد اجتماع حیثیت راهنما را داشته باشند وبه آنها راه سعادت و نیکوکاری نشان دهند.بدون حضور آنها کس نمی تواند راه سعادت و نیک بختی را بیابد.اما در جامعه ما مردم به دلیلی عدم آگاهی کمتر به راهنمایی و مشوره های افراد نیک و خیراندیش گوش می دهند، ادامه این وضعیت سبب گردیده است ،بسیاری ها وقت خود را بیهوده سپری نمایند، از فرصتی که دارند استفاده درست ننمایند و آن را به هدر دهند. در نتیجه دیده می شود که آنها با گذشت زمان با مشکلات زیادی مانند، فقر و تنگدستی مواجه می گردند و نمی توانند مشکلات اقتصادی خود را به آسانی حل نمایند. دلیلی این همه ، عدم استفاده آنها از فرصت ها در گذشته بوده است، با گذشت زمان دوباره نتوانستند فرصت آن را بیابند تا حرفه ای را بیاموزند یا تحصیل کنند. بنابراین، گوش دادن به مشوره، نصایح و نظریات افرادی نیک و صالح می تواند باعث آن گردد تا ما بتوانیم از وقت به بهترین وجه استفاده نمائیم و قبل از این که به مشکلی مواجه گردیم راه حل آن را جستجو نمائیم. در این صورت است که ما خواهیم توانست یک آینده بهتری را برای خود و خانواده ای خویش رقم زنیم. درپهلوی آن ما خواهیم توانست نقش بهتری را در اجتماع خویش بازی نمائیم و برای بسیاری ها زمینه ای کار و اشتغال را فراهم سازیم. نکته ای که در اینجا قابل تذکر است، این است که ، در جامعه ما با وجود این که افرادی دارای تجربه و آگاه در مسائل مختلف زندگی وجود دارد، اما بسیاری از آنها نسبت به آنچه در چهار طرف شان می گذرد بی اعتنا اند و توجهی به این ندارند، بسیاری ها به دلیل عدم آگاهی دست به انجام کارهای بیهوده می زنند که می تواند برای آینده ای آنها مضر باشد ، حتا برخی ها نسبت به فرزندان خود که آنها وقت خود را به هدر می دهند و توجه به درس و تعلیم ندارند، بی اعتنا اند و واکنش از خود نشان نمی دهند. این عدم اعتنا والدین به رفتار فرزندان شان، سبب گردیده است، بسیاری از اطفال با وجود رفتن به مکتب، بی سواد بی مانند و درس را یاد نگیرند. همین گونه، عدم توجهی افراد آگاه به نارسایی های که در محیط و محل بود وباش آنها است، باعث گردیده است که با گذشت زمان مشکلات محیطی بیشتر گردد و این مشکلات دامنگیر آنها نیز گردد. پس چه خوب خواهد شد افرادی آگاه قبل از این که مشکلات در محیط شان همه گیر شود، برای حل آن مشوره های لازم را به دیگران بدهند تا بتوانند به نارسایی ها و مشکلات موجود نقطه ای پایان گذارند.

نگاهی به نقش نیروی مبتکرو نوآور در بهبود وضعیت زندگی

نگاهی به نقش نیروی مبتکرو نوآور در بهبود وضعیت زندگی

عبدالحلیم باخرد

با وجود این که، بسیاری ها از توانایی و ظرفیت خیلی ها بالای بر خوردار اند و دارای استعداد خاصی در یادگیری دانش فراگیری حرفه و انجام فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اند،اما به دلیلی ترس و هراسی که دارند ، آنها نمی توانند آن را بروز دهند و از آن در راستای بهبود وضعیت زندگی خود استفاده نمایند، این باعث گردیده است آنها در یک وضعیت بدی به زندگی خود ادامه دهند و با گذشت زمان مشکلات بر آنها بیشتر فشار آرد و به آسانی آنها نتوانند راه بهتری را برای برون رفت از چنین وضعیتی بیابند.این گونه افراد نیاز به این دارند به آنها انگیزه داده شود تا حس خود باوری در وجود آنها بیدار گردد و آنها بتوانند از توانایی وظرفیت که دارند در راستای بهبود وضعیت زندگی خویش و خانواده خود استفاده نمایند تا خود و خانواده ای خود را از گودال فقر و بدبختی نجات دهند.این حس خود باوری را در وجود آنها باید دوستان، اعضای خانواده و نزدیکان شان بیدار نماید. حس خود باوری حتا می تواند افراد تنبل و ناکارا وادار به این سازد دست به انجام کارهای ارزنده و موثر زنند. درصورتی که، این حس خود باوری در وجود افراد با ظرفیت و با استعداد بیدار گردد ، آنها خواهند توانست بر علاوه بهبود وضعیت زندگی خویش، روی وضعیت زندگی سایرین نیز تاثیر گذارند.زیرا طرح های سازنده ، برنامه‌های موثر و راهکارها آنها می تواند در ابعاد مختلف راه گشای حل مشکلات موجود باشد، همین گونه، دست آوردهای آنها در عرصه های گونه گون می تواند برای همه افتخار آفرین باشد . در جامعه ما با وجود این که استعداد های ناب و ظرفیت ها وجود دارند ، اما زمانی که آنها در گذشته برنامه ها، طرح ها و راهکار های خود را با دیگران و حتا مسئولین شریک ساختند ، هیچ گاهی به آنها فرصت عملی ساختن برنامه ها، طرح ها و راهکار های شان داده نشد تا آنها بتوانند در حل مشکلات زندگی باشندگان این سرزمین نقش داشته باشند.این باعث گردیده برخی از آنها با روی آوردن به مهاجرت برنامه ها، طرح ها و راهکار های خود را با خود برده اند و آن را در دیار غربت عملی ساختند و توانستند با عملی ساختن برنامه ها، طرح ها و راهکار های خود دست آوردهای زیادی در عرصه های گونه گون داشتند و از این بابت نیز عایدی خوبی داشته باشند.اما در گذشته به دلیل عدم آگاهی مردم و نبود همکاری نهاد های مسئول ، آنها نتوانستند طرح ها و برنامه‌های خود را عملی سازند. زیرا آنها به تنهایی نتوانستند از پس هزینه ای اجرای برنامه ها و طرح‌های خود بخوبی بدر آیند نیاز به همکاری نهاد های مسئول و سرمایه داران داخلی داشتند. بنابر این نیاز است به هدف شناخت بهتری استعداد ها از میان جوانان و سایر افراد، از سوی نهاد های مسئول زمینه ای آن فراهم گردد تا افراد نخبه بتوانند طرح ها، برنامه ها،راهکار ها و داشته های خود را به هدف بهبود وضعیت زندگی و تامین رفاه همگانی ارائه داشته و آن را عملی سازند.در این صورت است که می توان گفت وضعیت زندگی در کشور با گذشت زمان بهتر خواهد شد، بر عکس اگر از این استعداد ها و ظرفیت ها به هدف حل مشکلات موجود در عرصه های اقتصادی، اجتماعی...استفاده نگردد، وضعیت زندگی به آسانی بهبود نخواهد یافت و بدتر ازاین هم خواهد شد و ما مانند گذشته محتاج کمک های خارجی خواهیم بود.پس چه خوب خواهد شد ازاین استعداد ها و ظرفیت ها استفاده گردد.گذشته از این، شناخت استعداد ها، ظرفیت ها می تواند زمینه ای آن را فراهم سازد تا ما بتوانیم در مهار کردن مشکلات و چالش ها در هر گونه شرایط موفق گردیم .زیرا تجربه این را به اثبات رسانده است، حل مشکلات و چالش های موجود با روش های کهنه ای گذشته نتوانسته است، کدام نتیجه‌ی را در پی داشته باشد و جز ضیاع وقت، چیزی را به ارمغان نیاورده است. بنابراین به افراد با استعداد و با ظرفیت در سطوح مختلف اجتماع اند،به آنها انگیزه داده شود و زمینه فراهم گردد تا آنها با استفاده از اندوخته ها، تجارب و ظرفیت که در عرصه های مختلف دارند، از آن کار گرفته و راه حلی را برای بهبود وضعیت زندگی بیابند.زیرا دیده می شود با گذشت زمان مشکلات و چالش ها بیشتر می گردد و نیاز به این دارد، برای برون رفت از چنین وضعیتی از فکر نو و راهکار نو استفاده کرد.این در صورتی می تواند امکان پذیر باشد ، زمینه برای نو آوران مساعد گردد تا آنها بتوانند با استفاده از ایده جدید و فکر نو خویش راه حلی را برای برون رفت از چنین وضعیتی بیابند. اما تاکنون دیده می شود که در این راستا کار مهمی صورت نگرفته است و هنوزهم افراد مجرب، ماهر و کارا در حاشیه گذاشته شده اند، ادامه ای این وضعیت توانسته است بر تارپود آنها تأثیر منفی بگذارد و این افراد در وضعیت بدی قرار داشته باشند و ناچار به این گردند دست به انجام کارهای دیگری بزنند تا بتوانند با درآمدی اندکی که بدست می آرند با آن امرار معا نمایند و زندگی شبانه روزی خود را بگذرانند. به باور آگاهان امور استفاده از نیروی نوآور، مبتکر درعرصه های گونه گون می تواند زمینه را برای بهبود وضعیت زندگی باشندگان این سرزمین فراهم سازد. یعنی نقش نیروی نو آور در عرصه های اقتصاد، صحت، زراعت و تخنیک خیلی ها مهم و ارزنده می باشد، زیرا در بسیاری از کشورها دیده شده است که این نیروی نوآور بودند در عرصه های مختلف زندگی تسهیلات لازم را فراهم ساختند، پس در وضعیت کنونی که افغانستان برای این که بتواند سرپای خود ایستاده شود بیشتر به نقش نیروی مبتکر و نوآور ضرورت حس می گردد.

نقش عمل در مصداق سخن

نقش عمل در مصداق سخن

عبدالحلیم باخرد

حرف زدن و عمل کردن به آن یکی از راه های است که می تواند در کسب اعتماد و اعتبار خیلی ها مهم باشد، اما در جامعه ما بسیاری ها قبل از این که، بی اندیشند تا چه اندازه می توانند به حرف خود عمل کنند، وعده های زیادی را به دیگران می دهند، با گذشت زمان دیده می شود این وعده ها هیچگاهی عملی نمی شود، در نتیجه این باعث می گردد از اعتبار و اعتماد آنها در نزد دیگران کاسته شود و سایرین نیز چندان علاقمندی به گوش دادن حرف های آنها نداشته باشند. از جانب دیگر، عمل نکردن به وعده های که ما برای دیگران می دهیم سبب می گردد تا دیگران نیز چندان ارزش و احترامی برای ما قایل نگردند و ما را تمسخر نمایند. از این رو نیاز است برای بدست آوردن اعتماد و اعتبار دیگران گفتار و کردار خود را یکسان سازیم تا باشد حیثیت و وقار ما در میان افراد جامعه خدشه دار نگردد و از جمله انسان های صادق و راستکار باشیم. زیرا یکی از نشانه های انسان صادق و راستکار این است که گفتار و رفتارش باهم یکسان باشد، و نشانه های انسان منافق و فریبکار این است که گفتار و رفتارش باهم یکسان نباشد. عمل کردن به وعده های که ما برای دیگران می دهیم باعث خواهد شد تا دیگران نیز به ما احترام گذارند و در میان آنها برای خود جا باز نمائیم. با تأسف در جامعه ما این به یک رسم و عادت تبدیل شده است که بسیاری ها وعده های زیادی را به دیگران می دهند، اما در عمل دیده می شود که هیچگاهی این وعده ها تبدیل به حقیقت نمی گردد و این باعث می گردد یک نوع بی اعتماد و بی اعتباری در میان افراد جامعه دیده شود. گفتن حرف و عمل نکردن به آن حتا می تواند در میان اعضای خانواده نزاع بر پاکند و خشونت بی آفریند. زیرا والدین زمانی که، به اطفال خود وعده می دهند و بوقت وزمان معین آن عمل نمی کنند، این باعث می گردد، اطفال آنها نیز دروغ گفتن و فریبکاری را از والدین خویش یاد گیرند که این می تواند پیامد ناگواری را برای آینده آنها در پی داشته باشد. بنابراین نیاز است که والدین نباید وعده های را به اطفال خود بدهند که آن را عملی کرده نتوانند. بل وعده های را به اطفال خود بدهند که آن را عملی کنند. در این صورت است که، اطفال آنها نیز به راست گفتن و عمل کردن به آن عادت خواهند کرد و هیچ گاهی مجبور نخواهند شد وعده ای را به دیگران بدهند و آن را عملی نسازند. همین گونه، عمل کردن به وعده می تواند روی بهبود وضعیت کسب و کار نیر تأثیر خوبی را بجا گذارد. بگونه ای مثال زمانی که، یک کار گر نظر به وعده ای که برای کار فرما می دهد، کار خود را در وقت معین آن بخوبی و بهترین وجه انجام دهد، در این صورت است که، این می تواند اعتماد و اعتبار وی را در نزد کارفرما بیشتر سازد، درنتیجه کارفرما نیز بنابر داشتن اعتماد به وی، تمام کار ها را به وی واگذار خواهد کرد. در این صورت است که اعتماد و اعتبار وی نیز در میان افراد جامعه بیشتر خواهد شد و همه به وی ارادت خواهند داشت و حضور وی را در هر محفل و مجلسی گرامی خواهند داشت. همین گونه، در امور تجارت نیز زمانی مغازه دار به مشتری وعده می دهد، جنس مورد نظر او را در وقت معین با قیمت و کیفیت که خواسته است تحویل خواهد داد، درصورتی که جنس مذکور به وقت معین بدست رس مشتری با قیمت و کیفیت که خواسته است، قرار ندهد، در این صورت است که اعتبار وی در نزد مشتری خدشه دار خواهد شد و مشتری دیگر برای خرید جنس به نزد وی مراجعه نخواهد کرد، بل جنس مورد نظر خود را از مغازه ای دیگری خواهد خرید، در نتیجه این بی اعتمادی و نارضایتی مشتری باعث خواهد شد تا بازار وی با گذشت زمان سرد گردد و تعداد مشتریان وی نیز اندک شمار خواهد شد. از این جاست که گفته می توانیم، در هرشغل و مسلکی نیاز است که فرد شاغل و مسلکی بیشتر تلاش نماید به هدف رونق دادن کسب و کار خویش ابتدا اعتماد و اعتبار دیگران را کسب کند، در این صورت است که وی خواهد توانست بازار کار خود را بیشتر گسترش داده و آن را رونق بخشد. کسب اعتماد بدون عمل کردن به وعده امکان پذیر نخواهد بود. پس نیازاست که به وعده ای که به مشتریان خود می دهند عمل نمایند. زیرا اعتماد و اعتبار در بازار کار مانند داشتن جواز کار یا اسناد و مدرک تحصیلی است، درصورتی که فرد شاغل در مورد کیفیت و قیمت اجناس به مشتریان خود دروغ گوید دراین صورت است که اعتماد و اعتبار وی در بازار کار صدمه خواهد دید و بازار کار وی سرد خواهد شد. بنابراین، گفته می توانیم در هر سطح و مقامی انسان قرار داشته باشد، باید به وعده های که به دیگران می دهد عمل کند، زیرا این می تواند جایگاه او را در میان افراد جامعه حفظ کند، حیثیت ووقار وی را بالا ببرد، اما وعده دادن و عمل نکردن به آن باعث می گردد، انسان حیثیت و وقار خود را زیر پا گذارد و در نزد دیگران به فرد فریبکار و دروغگو مسمی گردد. کسب اعتماد و اعتماد می تواند باعث گردد، دیگران ما را در حل مشکلات مان یاری رسانند و در وقت نیاز تنها نگذارند. همین گونه، با راست گفتن و عمل کردن به آن در میان خانواده والدین می توانند جایگاه ولایی را در میان فرزندان خویش داشته باشند و فرزندان شان به حرف ها و نصایح آنها گوش دهند که در نتیجه فرزندان آنها خواهند توانست در پرتوی نصایح سودمند و مشورهای مفید والدین راه بهتری را انتخاب نمایند و اولاد صالح بار آیند و زندگی خود را برپایه صداقت وراستی بنیان گذارند.

اهمیت برقراری روابط با افراد در اجتماع

اهمیت برقراری روابط با افراد در اجتماع

عبدالحلیم باخرد

در هر اجتماع و منطقه ای که انسان زندگی کند،انسان به تنهایی نمی تواند از عهده ای مسئولیت های زندگی خود به خوبی بدر آید.یعنی، زندگی وی توام با مشکلات زیادی است، در صورتی که، وی بتواند یک رابطه ای بسیار نیک و صمیمی را با اعضای خانواده، نزدیکان ، دوستان و افرادی که در اجتماع با وی زندگی می کند، برقرار کند، در این صورت وی می تواند از پی همه مسئولیت های خویش بخوبی بدر آید، زیرا در وقت مواجه شدن با مشکلات نزدیکان، دوستان و سایر افراد اجتماع به یاری وی خواهند شتافت، در این صورت مشکلات وی بزودی و آسانی حل خواهد شد. از اینجاست که گفته می توانیم برقراری روابط صمیمانه و نیک با دوستان، همسایگان، نزدیکان و سایر افراد اجتماع خیلی ها مهم است و می تواند در حل مشکلات زندگی موثر واقع شود.اما زمانی که ما با دیگران ارتباط برقرار می کنیم،در گام نخست به آنها احترام قائل شویم، در این صورت است که،دیگران نیز به ما احترام قائل خواهند شد.از جانب دیگر، رسیدگی به مشکلات دیگران و جستجوی راه حل آن نیز می تواند باعث گردد تا دیگران نیز در موقع نیاز به یاری ما بشتابند. همین گونه، اشتراک در محافل خوشی و سوگواری دیگران نیز می تواند باعث گردد تا دیگران نیز در محافل شادی و غم ما حضور بهم رسانند، این می تواند در برقراری روابط صمیمانه، دوستانه و مخلصانه ما با دیگران تاثیر خوبی بجا گذارد. برعکس، اگر ما به همسایگان، دوستان و نزدیکان احترام نگذاریم، طبیعی است که دیگران نیز به ما احترام قائل نخواهند شد .هم چنان عدم حضور ما در محافل شادی و غم آنها باعث خواهد شد، آنها نیز در محافل شادی و غم ما حضور بهم نه رسانند .این می تواند در منزوی ساختن ما از اجتماع نقش داشته باشد و بنحوی ما را از اجتماع دور سازد. گذشته از این،در برقراری روابط با دیگران نباید راستی و صداقت را از یاد ببریم، زیرا صداقت و راستی می تواند در میان ما، دوستان، نزدیکان و سایر افراد اجتماع اعتماد را بوجود آرد. بدون در نظر داشت آن برقراری روابط صمیمانه و نیک با دوستان، نزدیکان و سایر افراد اجتماع ناممکن است.پس راستی و صداقت می تواند در برقراری روابط صمیمانه و دوستانه با دیگران یک اصل شناخته شود. در صورتی که، این اصل در برقراری روابط با دیگران در نظر گرفته شود، می تواند روابط دوستی ثابت بماند. اما برقراری روابط با دیگران بر اساس فریب و دروغ نمی تواند پایدار بماند، بل با گذشت زمان دیده خواهد شد که این روابط برهم خواهد خورد.متاسفانه، در جامعه ما این به یک رسم تبدیل شده است، بسیاری ها بر اساس مطلب و خواست با دیگران روابط برقرار می کنند، اما بعد از رسیدن به مطلب و خواست شان دیده می شود این روابط نیز به زودی قطع می گردد. برقراری چنین روابطی نمی تواند به سودی هیچ یک از طرفین باشد. بنابراین گفته می توانیم برقراری روابط مخلصانه، بدون خواست و مطلب باشد، می تواند پایدار بماند. نکته ای مهم در این جا، این است که در برقراری روابط باید توجه روی رفتار، گفتار و اخلاق شخص صورت گیرد، زیرا دوستی با افراد صالح و دارای اخلاق نیک می تواند به نفع انسان تمام شود . اما برقراری روابط با افراد ناصالح می تواند به ضرر انسان تمام شود.بنابراین گفته می توانیم برقراری روابط دوستانه با دیگران خیلی ها مشکل است، در صورتی که ما در مورد آنها معلومات کافی نداشته باشیم، یعنی این را ندانیم که آنها افراد نیک اند یا خیر برقراری روابط با آنها مشکل خواهد بود. پس باید کوشش نمائیم قبل از بر قراری روابط معلومات خود را تکمیل کنیم تا بفهمیم وی شخصی صالح است یا خیر، بعدا تصمیم بگیرم با وی رابطه دوستی برقرار نمائیم‌ در این صورت است که، این رابطه می تواند یک رابطه ای پایدار و ثابت بماند. اگر ما به رفتار ، گفتار و پندار افراد نگاهی ژرفی داشته باشیم ، در واقعیت امر این را خواهیم یافت هر فردی جامعه دارای رفتار ، گفتار و پندار متفاوت اند که ظاهرا آن را به دیگران وارونه نشان می دهند اما در خفا و بدور از انظار عام آنها افکار ، گفتار و رفتار واقعی خود را به برخی از افراد آشکار می سازند . از این رو ، گفته می توانیم شناخت واقعی رفتار ، گفتار و پندار افراد در یک جامعه خیلی ها دشوار و مشکل بنظر می رسد و برای شناخت بهتر افراد به تحقیق و پژوهش بیشتری نیاز است . ما مثال های زیادی از این گونه افراد را در جامعه یی خود داریم . مثلا ؛ زمانی که ما با شخصی برمی خوریم می بینیم که وی ظاهرا فردی نیک سیرتی به نظر می رسد ، اما بعد از گذشت چند روز یا چند ماه و سالی دیده خواهد شد که آن فرد دست به سرقت اموال یا پول دیگران زده است یا مرتکب کدام عملی خلاف دیگری شده است . برقرای رابطه ای دوستی میان دو فرد یا دو خانواده زمانی بوجود می آید که آنها در بارۀ یک دیگر اطلاع کامل داشته باشند و با درنظر داشت صداقت و راستی طرف مقابل باهم رابطه دوستی و صمیمیت را برقرار سازند . بر این مبناست که گفته می توانیم دوستی های که براساس صداقت و راستی با درنظر داشت تشخیص دقیق از هم دیگر میان دو فرد یا دو خانواده بوجود می آید می تواند در راه رسیدن به مؤفقیت هردو فرد یا خانواده خیلی مؤثر واقع شود .