راستی و صداقت مایه اعتماد و باورمندی انسان

عبدالحليم باخرد

راستی و صداقت مايۀ اعتماد وباورمندی انسان

راستی و صداقت يگانه راهی است كه انسان ميتواند توسط آن اعتماد و باور ديگران را بدست آرد ، اين راه همان راهی ست كه منتهی ميگردد بسوی رسيدن به هدف ، چنانچه پيامبر بزرگ اسلام با داشتن صفت راستی و صداقت توانست رسالت برزگی راكه همانا نجات بشر از كفر ، شرك و خرافات بود ، آن را بدرستی انجام دهدو پيام خدا را كه شناخت او و گام نهادن به راه درست و سعادت هميشگی ست بر جهانيان برساند . بهمين منظور است شاعری در مورد راستی اين گونه سخن گفته است :

راستی كن كه راستان رستند

راستان درجهان قوی دستند

دراين بيت شاعر، اين را بيان ميدارد كه راستی در واقعيت امر رسيدن به هدف است ، اين هدف اعتماد و باوريست كه تنها انسان ميتواند با كارهای راست و درست خود آن را بدست آرد وبس .اين راست كاران اند كه درهمه جا مردم بالايشان باور دارند ، به حرف های شان گوش ميدهند و به ندا ی شان لبيك ميگويند . مردم در همه جا پشتيبان آنان اند ، اين خود به قوت آنها می افزايد بهمين خاطر است كه آنها قوی هستند و پشتيبانه ای مردمی دارند.

خداوند (ج ) در قرآن كريم نيز از راستی وصداقت با پيامبر(ص) سخن گفته است : «آيا نديدی كه چگونه خدا كلمه ای پاگيزه وحرف راست را به درخت پاگيزه و راستی مثال زده است كه ساقه آن پايدار بوده و شاخه های آن به آسمان رسيده باشد.» خداوند (ج )در اينجا اشاره بدان دارد كه سخن راست ،پايدار و ثابت ميباشد كه هيچ گاهی به ضرر انسان تمام نميشود ، بلكه اين خود باعث ميگردد تا انسان اعتماد بيشری بدست آرد وهمواره حرفش بعنوان انسان راستگو مورد قبول همه گان قرار گيرد. اگر انسان يك يا چندين بار حرف دروغی را بديگران بگويد ، درين صورت سخنش در نزد همه دروغ وانمود شده و اگر حرفش راست هم باشد ديگر كسی به او اعتماد نخواهند نمود وسخن راستش را نيز دروغ می پيندارند. حكيم ابوالقاسم فردوسی در باره راستی و صداقت اين گونه سخن ميگويد :

همه راستـی بايد آراستـن

ز كژی دل خويش پيراستن

درينجا فردوسی اشاره بدان دارد كه انسان بايد خود را با راستی آراسته سازد و دل خويش را از كژی كه مرادش همان ،مكر وفريب و خدعه است، پاك سازد و اين خود شايسته و زينده ای سرشت آدمی ست.

همچنان در روايتی از عبدالله ابن مسعود (رض) آمده است كه رسول (ص) در مورد راستی و صداقت اين گونه ارشاد فرموده اند:

راستی را پيشۀ خود سازيد زيرا راستی راهنمای ميكند شمارا به كارهای نيك و كارهای نيك راهنمای ميكند شمارا بسوی بهشت و اگر مردی راستی را دوام داد و زياده بدان عمل كرد تا اين كه در نزد خدا هم اسمش صادق و راستكار نوشته ميشود.

همان طوری كه در آموزه های دين اسلام راستی و صداقت جايگاه خود را دارد و برآن تأكيد شده است تا مسلمانان بدان عمل نمايندو آنرا در معاملات و كارهای روزمره ای خود مدنظر بگيريند همان گونه راستی وصداقت در آموزه های ساير اديان نيز بعنوان يك اصل و اساس شناخته شده است مثلا در آئين زردشت كه پايه و اصول آن به اين سه اصل كه همانا گفتار نيك ، رافتار نيك و پندارنيك است ، استوار بود. ازاينجاست كه ميتوان گفت كه راستی و صداقت، برای ساختن بستر اعتماد درميان خانواده ها و افراد اجتماع نقش بارز و با ارزشی را دارد ، انسان در واقعيت امر در سايه ای همين راستی و صداقت است كه ميتواند مصؤن بماند ، فضای صميميت و دوستی را بنا نهد و درميان همه ای افراد جامعه محترم ، صاحب عزت وشرف باشد.

چگونه میتوان در امور ساخت و ساز موفق شد


عبدالحليم باخرد

چگونه ميتوان در امورساخت وساز موفق شد؟

يگانه چيزی كه خيلها مهم در امور ساختاز وساز است ، داشتن طرح و برنامه است زيرا  داشتن طرح و برنامه برای اجرای امور توسعه ای دريك كشور ميتواند راه های رسيدن به رشد و توسعه اقتصادی را برای مردمان آن فراهم سازد . بنا قبل از طرح ريزی هر برنامه ، ابتدا بايد دانسته شود كه كدام نوع برنامه توسعه ای ميتواند برای باشنده گان محل در اولويت قرار دارند ، ممكن است كه دربعضی نقاط كشور مشكل كم آبی بعنوان يك چالش در امور كشاورزی تلقی گردد ، در نقاط ديگری احداث جاده برای شان اولويت داشته باشد همين گونه در بعضی از مناطق كشور نبود برق برايشان يك مشكل عمده محسوب ميگردد، پس درين صورت بايد ابتدا طرح را بريزيم كه بتواند برای برطرف نمودن و زدودن مشكلات مردم در مناطق مختلف كشور سازنده باشد ، اگر ما نگاهی به امور ساخت وساز در افغانستان داشته باشيم به اين نتيجه خواهيم رسيد ، با وجود اين كه كارهای در رابطه به ساخت و ساز صورت گرفته است ، اما اين كار ها آنگونه كه تصور ميشود  بسنده نيستو احتمال اجرای كار های بيشتری را درين راستا ايجاب ميكند. احداث جاده ها در بسياری مناطق كشور توانسته است كه مشكلات ترانزيتی باشنده گان آن را بگونه ای چشم گيری كاهش دهد ، همين گونه تطبيق برنامه های آبياری‌ برای مزارع باشنده گان مناطق مختلف كشور  توانسته است  برای آبياری مزارع و كشتزار ها درين نقاط تاثيرات مثبت را در پی داشته باشد ، تطبيق برنامه های مانند تهيۀ آب آشاميدنی  در نقاط مختلف كشور توانسته است از شيوع و سرايت بسيای از امراض درين مناطق بكاهد ، همچنان تطبيق برنامه های كوچك برق آبی  در مناطق روستا نشين اكثرا توانسته است مشكلات بی برقی را درين روستاها مرفوع سازد . قبل از طرح و تطبيق هرنوع برنامه ای لازم به آن است تا سروی يا برسیاز ساحه كه در آن برنامه تطبيق ميگردد صورت گيرد كه توسط  آن بتوان ارقام دقيق را بدست آورد ، اين ارقام ميتواند در راستای تطبيق برنامه خيلهای‌ موثر واقع گردد ، اين ارقام وانمود ميسازد كه به چه تعداد از اشخاص ميتواند تطبيق يك برنامه بهرمند گردند و تطبيق اين برنامه ميتواند تا چه اندازه مشكلات باشنده گان محل را مرفوع سازد ، بنا سروی بايد بگونه ای دقيق صورت بگيرد تا كم و كاستی های در آن ديده نشود زيرا تطبيق بهتر برنامه ها از روی همين ارقام صورت ميگيرد كه در نتيجه ای سروی بدست ميآيد . اگر درين راستا ارقام بگونه دقيق آن ارئه نگردد و سروی كننده دقت لازم را  درين مورد انجام ندهد ، تطبيق برنامه های توسعه ای ميتواند به مشكل مواجه گردد. نكته مهم در كارهای ساخت و ساز اين است كه  قبل از همه ساحه ای را كه در آن قرار است  ساختمان ها يا مراكز تجارتی ساخته شود بايد در آن دقت و توجه صورت گيرد كه اين ساحه برای اعمار كدام يك مناسب تر است ، بعد از برسی های لازم درين مورد ميتوان آن را ساخت .علاوه بر آن  در نظر گرفتن ساحه ای سبز در كارهای سخت و ساز يكی از مسايل مهم دانسته ميشود . يگانه مشكل كه امروز در امور ساخت وساز در كشور ما وجود دارد اين است كه در بسياری موارد ديده شده ساحات كه برای ساختن مراكز تجارتی مناسب است در آن ساختمان های رهايشی ساخته شده است و ساحات كه برای منازل رهايشی مناسب است در آن مراكز تجارتی ساخته شده است كه اين خود ميتواند يك مشكل عمده و اساسی را در امور ساخت و ساز بوجود آرد ، اين كار سبب ميگردد تا شهر ما يك شهر معياری نباشد و چهره آن را  دگرگون نشان دهد ، بنا در امور ساخت وساز بايد به اين مسئله بگونه جدی نگاه  شود. در رابطه به اعمار جاده ها بايد كوشش گردد تا از مواد بی كيفيت استفاده نگردد ، زيرا آن گونه كه در امور ساخت وساز ديده شده است در بسياری موارد استفاده از مواد بی كيفيت سبب تخريب بسياری جاده ها گرديده است كه بايد در آينده شركت های كه اين برنامه ای ساخت وساز جاده ها را بعهده دارند مسول پذير باشند و مورد تعقيب عدلی قرار بگيرند زيرا كشور ما از هر لحاظ متكی به كمكهای خارج است بنا نبايد پول را كه از طريق بانك جهانی يا كشور های كه در امور ساخت وساز سهيم اند و درين زمينه  هزينه ميكنند ، اين مصارف به هدر رود . كوشش گردد تا ازين كمكها آن گونه كه لازم است برای ساختن اين سرزمين مخروبه بگونه ای درست استفاده گردد . مهم ترين گام كه مهندسان ميتوانند در تطبيق طرح و برنامه های ساخت وساز آنها را كمك نمايد، دادن نقش برای زمين شناسان است . از زمان های گذشته به اين طرف سازنده گان و معماران بناها به اين امر معترف بودند كه آنها برای اين كه بتواند بخوبی در امور ساخت وساز نقش داشته باشند محتاج به آگاهی در مورد شرايط زمين اند ، اكثرا ساخت وسازهای كه در گذشته صورت گرفته است برحسب آزمون و خطا استوار بوده است . يكی از نكات مهم را كه مهندسان در امور ساخت وساز ميبايست در نظر گيرند داشتن آگاهی از شرايط  زمين است كه يك ساختمان ، بند يا پل ... بالای آن اعمار ميگردد . در گذشته ها مهندسان  در امور ساخت و ساز  همواره كار ها را بين خود تقسيم مينمودند اما با بزرگ ترشدن حجم كارهای ساخت وساز آنها اين را دريافتند كه محتاج بيك مشاور زمين شناس در امور ساخت وساز دارند تا بتوانند از شرايط زمين آگاهی يابند و از كج شدن ، شكست و ريخت سازه ها مهندسی جلوگيری نمايند. در ساير كشور ها زمين شناسان ميتوانند بحيث مشاور در امور عمرانی نقش بسيار ارزنده ای را ايفا نمايند ، مهندسان نظريات خود را با همكاران زمين شناس خويش مشترك ساخته و به اين ترتيب ميتوانند در تطبيق يك پروژه باهم كار نمايند. ولی متاسفانه در افغانستان بدليل پأين بودن سطح آگاهی در رابطه به چگونگی شرايط زمين تا كنون زمين شناسان نتوانسته اند آنگونه ای كه لازم  است در امور ساخت وساز نقش خود را داشته باشند و دربسياری موارد مهندسان كم تجربه بدون شريك ساختن نظريات خويش با متخصصان زمين شناسی اكثرا دچار خطا و اشتباه شده اند . مثلا بعد از تكميل شدن كار و بهره برداری از پلی در يكی از نقاط كشور ديده شده است كه پل را كه تازه اعمار نموده بودند بعد از گذشت چند ماه يا سالی شكسته و فرو ريخته است. قابل تذكر است كه در بسياری موارد ديده شده است كه شركت های كه تطبيق برنامه های ساخت وساز را بعهده گرفتند اكثرا آنگونه كه لازم است مهندسان را بكار نگماشته اند ، صرف يكعده كسان را كه  نامشان مهندس بوده اند در حال كه اسناد و مدركی درين حرفه نداشته اند اينها همه صرف كورس های چند ماهه  را راجع به امور ساخت وساز در كشور پاكستان و ياهم مناطق ديگر افغانستان فرا گرفته اند ، اين امر باعث گرديده تا اين افراد نتوانند آن گونه كه لازم است اطلاعات درستی را  در مورد كيفيت مواد ساختمانی‌ داشته باشند كه اين خود سبب بميان آمدن مشكلات در امور ساخت وساز در اين  كشور گرديده است . نهاد های مسول كه نقش نظارت  كننده را در امور ساخت وساز دارند درين مورد بايد دقت لازم را انجام دهند زيرا كوچكترين غفلت درين راستا ميتواند سبب بميان آمدن مشكلات بيشماری را در تطبيق برنامه های ساخت وساز ميشود. در كشور های ديگر نهاد های نظارت كننده از امور ساخت و ساز شركت های مسول را زير مراقبت شديد ميگيرند زيرا  در هر لحظه ای كه ممكن باشد پيمان كار خلاف قرارد داد خود مواد بی كيفيت را استفاده مينمايد اما بعد ازگذشت چند ماهی ديگر نهادهای مسول نظارت كننده نميتواند بالای آن فشار بيارند كه چرا از مواد بی كيفيت استفاده صورت گرفته است ، در كشورهای ديگر شركت های پيمان كار مواد مانند ريگ ، جغل و سنگ را از محل كه نهادهای نظارت كننده برايش تعين نموده از آن استفاده مينمايند ، مهندسان نهادهای نظارت كننده نيز در پهلوی ساير كارمندان و مهندسان شركتهای كه امورساخت وساز را به عهده دارند يكجا باهم در محل كار حضور ميابند و در توافق با هم كار را پيش ميبرند و مهندسان نهادهای مسول همه روزه و حتا ساعت وار جريان پيشرفت و مشكلات را كه در تطبيق پروژه وجود دارد گزارش ميدهند و اگر در گزارش مهندسان نهادهای نظارت كننده چيزی مورد اشتباه وجود داشته باشدفورا در رابطه به اين تخطی از طرف نهاد های مسول پاسخ داده ميشود ، بنا لازم است تا كار را شركت پيمان كار  بوجه احسن و مطابق قرار داد اجرا نمايند ، شركت های كه كارشان مطابق قرار داد نيست ، قرار داد با  آنها فسخ گرديده و شركت های مذكور مورد تعقيب نهادهای قضايی و عدلی قرار ميگيرند . اما در كشور ما متاسفانه تا هنوز  باين سطح آگاهی نرسيده ايم و اين خود سبب سبب گرديده است تا تطبيق برنامه های ساخت وساز در كشور اكثرا به چالش كشانده شود. ناامنی ها در مناطق مختلف كشور نيز ديده شده است كه  يكی از جمله چالشهای عمده درين راستا محسوب ميگردد و بصورت گسترده  تاكنون توانسته است بسياری برنامه های توسعه ای را  در كشور مختل سازد.

نقش انسان در تغیرات زمین


                                                                                                                عبدالحليم باخرد

نقش انسان در تغيرات زمين

قدرت دخالت انسان در طبيعت با مراحل تكامل اجتماعی وی آغاز ميگردد ، اگر گذری به دوره های مختلف تكامل بشر نمايم ، در واقعيت امر اين را در خواهيم يافت كه انسان در دورۀ حجر آن گونه كه  ديده ميشود در رويداد های طبيعی دخالت چندانی نداشت و از منابع زمين بگونه چشمگيری استفاده نمی نمود ، بلكه با استفاده اندك ازين منابع اكتفا مينمود . انسان دورۀ حجر تنها به خوراك ، پوشاك و شكار حيوان توجه داشت و ازين طريق مايحتاج زندگی خود را تأمين می نمود. اما بعد از گذشت دورۀ شكار و جمع آوری خوراك انسان به كشت گياهان پرداخت و هزار سال پيش از امروز برای اولين بار مردمان سرزمين خاور ميانه به كشت گياهان و اهلی كردن حيوانات پرداختند ، اين امر سبب گرديد تا آنها از آوره گی و چادرنشينی دست كشيده و مسكن گزين گردند . انسان عصر حجر برای ادامۀ حيات خويش به انرژی عضلۀ خود متكی بود اما انسان بعد ازين عصر از انرژی حيوانات اهلی نيز استفاده می نمود ، اين امر سبب بميان آمدن نتايج ذيل گرديد: اول انسان بمنظور اينكه بتواند مسكن گزين گردد جنگلات زيادی را از بين برد . دوم اينكه ذخاير مواد غذايی ، گياهی با استفاده از حاصلات و برداشت كشت گياهان افزايش يافت ، اين امر سبب گرديد تا زمينه برای دخالت انسان در طبيعت فراهم گردد. حدود دوصد سال پيش از امروز هنگام كه انقلاب صنعتی شكل گرفت ، اين امرسبب گرديد تا توليد كالا به پيمانه ای وسيع افزايش يابد . درين زمان بود كه سطح زندگی بشر ارتقأ نمود و از نظر بهداشت نيز تحولات چشمگيری در حيات بشر پديد آمد ، اين امر سبب رشد جمعيت انسانی گرديد . درين هنگام انسان به منظور رسيدن به خواسته های خويش از انرژی طبيعت نيز استفاده نمود و اين امر قدرت دخالت وی را در طبيعت بيشتر ساخت. با پيدايش ماشين بخار عصر بخار آغاز گرديد ، اين امر سبب گرديد تا احتياج انسان به مواد سوخت بيشتر گردد . گرچه در ابتدا بمنظور تامين مواد سوخت از چوب درختان استفاده ميگرديد كه اين امرتا اندازه ای  سبب نابودی جنگلات در بسياری مناطق  گرديد ، بنا انسان تلاش نمود تا بدل آنرا دريابد و سر انجام انسان از ذغال سنگ به حيث مواد سوخت استفاده نمود . كشف نفت و گاز توسط انسان سبب گرديد تا ماشين های درون سوز اختراع گردد كه كار اين ماشينها بيشتر از ماشين های بخار بود ، اين امر سبب گرديد تا قدرت دخالت انسان در تغيرات زمين بيشتر برجسته گردد. استفاده ای انسان از انرژی هستوی بعنوان يگانه نيروی قدرتمند نقش تأثير گذاری انسان را در تغيرات زمين به گونه ای چشمگيری افزايش داد. تغيرات كه در نتيجه ای استفادۀ بی رويه انسان از منابع زمين بميان آمده است قرار ذيل اند:

ا- جا بجا نمودن مواد : مقدار سنگ يا خاك را كه انسان بمنظور ساختن بنا يا جاده در مساحت معين از زمين و در مدت كوتاه جابجا می نمايد ، گاهی به درجه ای ميرسد كه هزاران مرتبه بيش تر از آن است كه همان مساحت در زمان كوتاه  به وسيلۀ عوامل طبيعی فرسايش يابدو يكی از نمونه های بارز آن را در معادن روباز بخوبی ميتواند مشاهده  گردد.

2- لغزش و ريزش : انجام امور حفاری و يا ايجاد دامنه های مصنوعی يا خالی كردن زير دامنه های طبيعی ، سبب ورود آب از مخاذن و مجاری به دامنه ها ميگردد ، علاوه برآن بارگذاری سطح دامنه همه اينها از جمله عوامل اند كه باعث بميان آمدن گسيختگی های دامنه ای ميگردند.

3- نشست زمين : استخراج مواد مفيده جامد يا مايع از زير زمين يا بارگذاری بيش از حد باعث نشست سطح زمين ميگردد.

4- زمين لرزه های مصنوعی: تحميل بار اضافی بر زمين ، ريختاندن فاضلاب كارخانه ها در چاه های عميق ، انفجار هسته ای از جمله عوامل اند كه سبب بميان آمدن زمين لرزه های مصنوعی در زمين ميگردند.

5- تسريع فرسايش طبيعی : از بين برد جنگلات ، پوشش گياهی يا قشر نباتی و تبديل ساحات جنگل به زمين های زراعتی ، رها نمودن زمين های شخم زده به چراگاه های حيوانات از جمله عوامل اند كه سبب فرسايش خاك توسط باد يا آب ميگردد.

6- افزايش سيل : كاستن از قابليت نفوذ زمين كه بوسيله ای اعمار شهرك ها ، ساختمانها و موانع در مسير طبيعی آب بويژه در دشت های سيلابی باعث ميگردد تا جنگلات و پوشش گياهی از بين رفته و اين امر سبب كاستن قابليت نفوذ زمين ميگردد كه در نتيجه جريان آب های سطحی و نوسانات آب دريا را بيشتر سازد.

7- افزايش رسوب گذاری : استفاده بی رويه انسان از زمين سبب افزايش فرسايش خاك ميگردد كه اين امر باعث حمل و نقل بيش از حد ذرات سنگ و خاك توسط باد و آب گرديده كه در نتيجه آن مخاذن سدها توسط مواد رسوبی پر ميگردد كه نمونه بارز آن بسته شدن كانالهای آبی است.

8- تاثير منفی بر درياچه ها: فعاليت بيش از حد انسان در كنار درياچه ها سبب ازديات رسوبات درياچه ای ، آلوده گی آب درياچه ها ، از بين رفتن جانوران و ايجاد تغيرات در وضعيت طبيعی درياچه ميگردد.

9- آلوده گی آبها: رها نمودن فضولات صنعتی ، شفاخانه ها و مانند آن به آبها جاری زير زمينی باعث آلوده گی كيمياوی آبهای جاری زير زمينی ميگردد. درينجا نكته ای كه قابل تذكر است اينست كه آبهای آلوده با مواد كيمياوی در كنار ساير خطرات خود سبب بميان آمدن خورندگی در لوله های آب گرديده و ساير تأسيات را نيز صدمه ميزند.

10- تخريب سفرۀ آبها : بهره برداری بيش از حد انسان از آبهای زيرزمينی سبب پائين آمدن سطح آب ميگردد و در مواردی هم جايگزين شدن آن  با آب شور ميتواند بعنوان يك تهديد عمده به سفرۀ آب باشد.

11- آلوده گی هوا: دود كه درنتيجه فعاليت كارخانه ها ، وسايل نقليه و ساير ماشين آلات به هوا بلند ميشود ، اين امر باعث ميگردد تا هوا بشدت آلوده گردد و تا جای كه سلامت انسان را نيز تهديد ميكند ، علاوه بر اين ، باران های اسيدی نيز از جمله عوامل محسوب ميگردند كه سبب تسريع هوازده گی گرديده و تأثيرات ناگواری را بالای حيات دارند.

12- افزايش اثر گازات گلخانه ای: استفاده بيش از حد مواد سوخت ميزان كاربن دای اكسايد را در فضا بيشتر ساخته كه اين امر سبب ميگردد تا گاز مذكور بشكل يك لايه اطراف زمين را بپوشاند ، موجوديت اين لايه در اطراف زمين باعث ميگردد تا انرژی آفتاب توسط اين لايه جذب گردد ، اين عمليه بنام اثر گلخانه ای ياد ميگردد. ازين جاست كه محقيقين گفته اند زمين در حال گرم شدن است ، نتايج بدست آمده ازين فرايند ذوب شدن يخهای قطبی ست كه كه سبب بالا آمدن سطح آب ابحار گرديده و اين امر زير آب قرار گرفتن مناطق پست و كم ارتفاع زمين را به دنبال دارد.

از بين رفتن لايه های ازون : لايه ازون در ارتفاع حدود 50 كيلومتری اتمسفر بشكل لايه ای رقيقی قرار دارد و عامل اصلی جذب اشعه ای مضرۀ فرابنفش محسوب ميگردد ، مصرف بیش از حد مواد كيمياوی توسط انسان سبب تجزيه ازون و از بين رفته تدريجی اين لايه را به همراه دارد.

اگر نگاهی به چرخه ای پيشرفت و تكنالوژی نمايم ، بعد از برسی های لازم اين را درخواهيم يافت كه  ميزان دخالت انسان در طبيعت بيشتر از آن است كه ما تصور ميكنيم، ميزان دخالت بيش از حد انسان در طبيعت سبب بميان آمدن مشكلات فراوانی گرديد حتا در مواردی مشكلات بوجود آمده از دخالت انسان در طبيعت فراتر از مرزهای جغرافيايی ست . بگونه ای مثال مصرف بی رويه مواد فيسلی در كشور های پيشرفته جهان ميتواند سبب فرو رفتن بخشهای از كشور بنگلديش به زير آب گردد . بعنوان حرف آخر اين جمله ای فرانسس بيكن را ياد آور ميگرديم كه ميگويد : برای آنكه  بتوانيد بر طبيعت فرمان برانيد بايد از آن تبيعت نمايد.

وظیفه و مسولیت یک وجیبه است


 

عبدالحلیم باخرد

وظيفه و مسؤليت يك وجيبه است

خداوند (ج) در قرآن كريم ميفرمايد كه انسان را بعنوان خليفۀ و جانشين خود در روی زمين گردانيده ام،اين فرمودۀ خداوند (ج) اين را ميرساند كه ما انسان ها دارای وظايف و مسؤليت های هستيم كه بايد آنرا بوجه احسن انجام دهيم . هر فرد به اندازه صلاحيتش دارای مسؤليت نيز است ، با ادای مسؤليت ما ميتوانيم هم رضای خدا وهم رضای مخلوق اورا بدست آريم ، كسان كه برای حفظ جان ومال مردم سعی مينمايند و زحمات بزرگی را پذيرفته اند ، در واقعيت امر بهترين انسانها اند زيرا درحديثی آمده است كه بهترين شما كسی است كه خيرش بديگران برسد ، خداوند(ج) نيز در آيۀ ديگری ميفرمايد كسی كه  يك شخص را ازمرگ نجات ميدهد ، برابر به اين است كه همه مردم را زنده گی بخشيده است ، بنا ما گفته ميتوانيم كسان كه به مسوليت و وظيفه خود پای بند اند وشب و روز خود را در خدمت مردم سپری مينمايند در نزد خداوند(ج) دارای اجر و پاداش بزرگی اند . دركشور ما بنا بنسبت پائين بودن سطح سواد ، مردم آنچنان كه لازم است به قوانين توجه چندانی ندارند و اكثرا از احكام قانون بیخبر اند ، بنا برای اين كه مردم تابع قانون باشند لازم است تا دراين زمينه كارهای صورت بگيرد تا مردم ازاحكام قانون اطلاع يابند . يك فرد  مسؤل زمان ميتواند  وظيفه و مسؤليت خود را بوجه احسن انجام دهد كه ابتدا بايد صداقت و ايمان داری را ازياد نبرده و با مردم، با روحيۀ نيك برخورد نمايد و از احكام قانون سر باز نزند اين امر سبب ميگردد تا مردم بالای افراد مسؤل اعتماد نموده و درموارد هم اگر لازم با شد با آنها همكاری نمايند. برای اين كه افراد مسؤل بتوانند وظايف خود را بدرستی انجام دهند لازم به اين است كه  اين افراد نيز اطلاع دقيق از احكام قانون و مسوليت های كه به آنها سپرده ميشود داشته باشند تا بتوانند اجراآت خود را در روشنای احكام قانون انجام داده و رضا مندی ساير افراد جامعه را بدست آرند. برای ساختن يك نظام سالم ضرورت به افراد سالم است كه دستشان به فساد آلوده نباشد و درهنگام اجرايی وظايف خود روابط را برظوابط ترجيح ندهند و از صلاحيت های خود سؤ استفاده ننمايند ، قانون را درمقابل پول نفروشند و وظايف خود را با ايمان داری و صداقت انجام دهند و اين خود ميتواند موجب كسب اعتماد مردم نسبت به نظام گردد.اگرما جامعه سالم داشته باشيم كه درآن حقوق شهروندان محترم شمرده شود و مردم كمی و كاستی را درچگونگی‌ اجراآت مسؤلين نبينند ديگر جای برای مناقشه وجود نخواهد داشت بلكه همه در روشنای احكام قانون به حقوق خود بعنوان شهروند دست خواهند يافت و خود مردم پاسبان نظام خواهند بود. اما برخلاف اگر قضيه بر عكس باشد ، پس درينصورت است كه اشخاص استفاده جو و عناصر مرتبط به حلقات بيرونی ازين وضع استفاده نموده و سبب بميان آمدن هرج و مرج ميگردند. در جای ديگری نيز خداوند (ج) ميفرمايد : آگاه باشيد هر آيينه شما مسؤل هستيند يعنی همه ما در مقابل وظايف كه بما سپرده شده است مسؤليم و بايد اين وظايف خود را آن گونه كه لازم است انجام دهيم . تنها افراد مسؤل وظيفۀ‌ تأمين امنيت را بدوش ندارند بلكه مردم عام هم اين وظيفه را دارند تا با نهاد های مسؤل همكاری لازم نمايند تا مسؤلين بتوانند وظايف خويش را بوجه احسن آن انجام دهند طوری كه در روايتی از پيامبر(ص) آمده است كه هركدام شما مسؤل هستيد و هركدام شما شبان هستيد بر زيردست خود ، مراد از شبان همان مسوليت و صلاحيت است كه هرفرد نسبت به زير دست خود دارد . بنا اين برماست كه ما خود كوشش نمايم تا آسوده باشيم درغيرآن مسؤلين هم بتنهای خود نميتوانند وظايف شان را بگونه درست انجام دهند ، زيرا اگر مردم همكار آنها نباشد ، آنها درشناسای مجرمين  دچار اشتباه خواهند شد و ياهم بزودی قادر بدستگيری آنها نخواهند شد و اين مسوليت مردم محل است تا در افشا سازی هويت مجرمين و خلافكاران با افراد مسول امينيتی همكاری نمايند وبه اين ترتيب مسولين هم بتوانند اجراآت لازم را در زمان معين انجام دهند تا از تلفات افراد ملكی ، خسارات مالی وضرر رسانيدن  به تاسيسات عامه جلوگيری گردد . نكته ای كه قابل تذكر درينجا اين است كه برای آگاهی از احكام قانون بايد سيمنارهای آگهی دهی از طرف نهادهای مسؤل داير گردد تا مردم از احكام قانون آگاه گردند ، برعلاوه مردم بايد منسوبين هم درين سيمنارهای آگهی دهی اشتراك ورزند تا مسوليتهای خويش را درك كرده و درصورت لزوم ديد از قانون تخطی نورزند تا حوادث دلخراش ديگری بوقوع نپيوندد. برعلاوه اينها موجوديت نظم نيز درميان منسوبين يكی از ويژه گی های  عمده محسوب ميگردد ، البته بايد ياد آور گرديد كه مسؤلين امنيتی و هم مردم طوری باهم كار نمايند تا نيروهای امنيتی بتوانند در يك فضای صميمت و برادری به وظيفه خود رسيده گی نمايند و مردم نيز در يك فضای آرام و عاری از انتحار وانفجار بتوانند به كاری های روزمرۀ خود برسند تا بتوانند برای اعاشه فاميل خود مزد حلال بدست آرند ، آنچه كه درينجا قابل تذكراست اينست كه بميان آوردن فضای همكاری ميان مسؤلين امنيتی و مردم تنها ميتواند از راه مديريت درست و احترام متقابل ميان مردم و مسؤلين امنيتی درسايه حاكميت قانون بوجود آيد وبس. در آيۀ ديگری از قرآن كريم خداوند(ج) فرموده است كه پيروی خدا ورسولش را نمايد وپيروی از اوالامر تان نمايد. ازين آيۀ متبركه فهميده ميشود كه برعلاوه كه فرمانبرداری از خداوند(ج) و رسول الله (ص)لازم است ، اطاعت و فرمانبرداری از مسؤلين امور نيز برما لازم است بنا با اطاعت وپيروی نمودن از احكام مسؤلين مردم ميتوانند در يك فضای آرام ، در روشنای حاكميت قانون زندگی خوبی در كنارهم داشته باشند. در ارتباط به اين كه مسولين امنيتی بايد  آگاهی كامل از دين داشته باشند ، زيرا آگاهی داشتن از دين به آنها ميفهماند كه چگونه حقوق ديگران و خود را بشناسند ، اجر وثواب كه آنها بنسبت پاسداری و حراست از خانه ، اموال ،ناموس و جان مردم كمایی  ميكنند اين ها همه ميتوانند درفراگيری آموزه های دينی بدست آيد ، آگاهی از آموزه های دينی سبب تقويت ايمان آنها و پايبندی آنها به اصول و قوانين گرديده و اين امر سبب ميگردد تا آنها به بزرگان احترام به كودكان شفقت نمايند و ناموس همه را مانند خود دانسته و از تعرض به آنها ابا ورزند حتا آگاهی از آموزه های دينی  سبب نرم شدن دل آنها ميگردد تا جای كه بالای حيوانات نيز رحم خواهند نمود و قطع كردن درختان را بی موجب گناه خواهند دانست .همچنان آگاهی مسولين از دين سبب ميگردد تا با استدال خود بتوانند مخالفين مسلح را كه خود را در لباس دين جا زده اند و به نحوی گويا مبارزه خود را مشروع ميخوانند وبه آن صبغۀ دينی ميدهند قانع ساخته تا دست از مبارزه بكشند و راه صلح و همبستگی را درپيش گيرند ، پس ازينجاست كه گفته ميتوانيم آگاهی مسولين امنيتی همانندی تجهيزات نظامی درميدان جنگ نيز ضروری ميباشد. بلند بردن سطح سواد نيروهای‌ امنيتی خود سبب ميگردد تا آنها در برسی های كه انجام ميدهند اسناد و مدارك را بوجه احسن آن برسی نموده و مخالفان نتوانند با نشان دادن اسناد جعلی  از كمربندهای امنيتی عبور نمايد و به اهداف خود برسند. برعكس اين قضيه ، اگر نيروهای امنيتی كشور از سواد كامل بر خوردار نباشند نتايج بدست آمده از عملكردها اين نيروها منفی خواهد بود.پس برای اين كه  نيروهای امنيتی بتوانند وظايف خود را آنگونه كه لازم است انجام دهند در پهلوی داتشن تجهيزات نظامی از سواد كامل نيز برخوردار باشند .

 

 

‍‍‍ پاکی و نظافت شهر ، مسولیت و وظیفه ای هر شهروند است

 

عبدالحليم باخرد

 

پاكی و نظافت شهر ، مسوليت و وظيفه ای هر شهروند است

انسان همان گونه كه خوش دارد خانۀ خويش را پاك و صفا نگهدارد ، بايد همان گونه شهر خود را نيز پاك نگهدارد . بنا اين وظيفه هرشهروند است كه در نظافت و پاكی شهرسهيم شده و آنرا پاك و نظيف نگهدارد تا از سلامتی و صحتمندی برخورد دارباشد . متاسفانه در شهر كابل با وجود آن كه آشغال دانی های برای جمع آوری كثافات در نواحی مختلف اين شهر گذاشته شده است ولی با آنهم ديده ميشود كه در بسياری موارد ، شهروندان كابل كثافات و آشغال خود را در محضر عام و جاهای عبور و مرور مردم مياندازند كه اين كارشان خلاف عرف و عاداتی شهرونديست ، زيرا اين كار آنها سبب سرايت امراض در ميان مردم ميگردد ، بنا اين وظيفه همه شهروندان است تا در نظافت و پاكی شهر كوشا باشند و باين ترتيب بتوانند خود و ديگران را از شر امراض نجات دهند. همان گونه كه ديده ميشود عده ای از شهروندان  آشغال خود را در جوی های  كنار جاده ها مياندازند كه اين كار آنها سبب ميگردد تا جوی ها از كثافات پرشده وسبب بندش جوی های كنار جاده گردد تا جای كه ديده شده است درموسمبارندگی، آب  از جوی ها عبور ننموده كه سرانجام آب به روی جاده ها سرازير شده و سبب تخريب جاده ها ميگردد. بايد شهروندان به اين نكته مهم توجه داشته باشند ، از انداختن كثافات و آشغال به داخل جوی های كنار جاده جلوگيری نمايند در غير آن مشكلات فراوانی را ببار خواهند آورد، بويژه دوكانداران محترم ، در بسياری موارد ديده شده است كه دوكانداران كثافات ، مواد اضافی و غير ضروری خويش را در جوی های كنار جاده می اندازند در حال كه در چند قدمی آنها آشغال دانی های گذاشته شده است اما ايشان غفلت نموده و آنرا در آشغال دانی نمی اندازند كه واقعا اين كار آنها خلاف قوانين شهروندی ست ، بايد بدان توجه نمايند تا در آينده از سرازير شدن آب های كثيف و آلوده به روی جاده ها جلوگيری گردد. علاوه برين در بسياری موارد ديده ميشود كه عده ای از شهروندان با وجود اينكه اداره شهرداری كابل در نواحی مختلف اين شهر تشناب های سيار را ساخته است با آنهم اين عده درمحضر عام رفع قضای حاجت می نمايند كه اين كارشان نتها خلاف موازين اخلاق شهروندی ست بلكه مغاير ارشادات دين مبين اسلام است ، شهروندان كابل بايد درين راستا متوجه باشند و كسان را درين راستا آگاهی لازم ندارند ، آگاه ساخته تا ازين عمل زشت در محضر عام جلوگيری بعمل آيد.همان طوری كه ديده شده است  در تمام شهری های جهان به امور سرسبزی خيلی ها توجه جدی شده است ، شهرداری كابل نيز در بسياری نواحی اين شهر بمنظور سرسبزی و زيبايی آن نهالهای را غرس نموده است ، قسم كه ديده ميشود شهر كابل نسبت به سالهای پيش سرسبز تر گرديده است و اين هم نتايج كار اداره شهرداری كابل است كه توانسته مردم اين شهر را به غرس نهال وادار نمايد ، ولی در مواردی ديده شده است كه عده ای از شهروندان چندان توجهی به اهميت درختان ننموده و درختان را در نواحی مختلف اين شهر شكستانده و در حفظ و نگهداری اين درختانچندان توجهی ندارند ، همين طور عده ای از خانواده ها كه  به اطفالشان در مورد اهميت سرسبزی چيزی نميگويند ، طوری كه ديده ميشود  يك تعداد جوانان و اطفال شاخه های بسياری درختان را شكستانده يا ريشهدرختانرا از زمينبيرون ميكشندكه اين كار آنها خلاف عرف و عادات شهرونديست و بايد خانواده های محترم و معلمين گرامی كه در مكاتب به امور آموزش و پروش مشغول در رابطه به اهميت سرسبزی به آنها معلومات داده تا ازين طريق بتوان از شكستاندن شاخچه های در ختان كه در نواحی مختلف اين شهر غرس گرديده اند جلوگيری نمود.از طرف ديگر پارك های كه درين شهرساخته شده است و هزينه بسيار هنگفتی درساختن اين پارك ها به مصرف رسيده است  ، در مواردی  ديده شده است كه عده ای ازشهروندان در مورد اهميت اين  پارك ها و ساحات تفريحی اطلاع چندانی نداشته و دست به  شكستاندان نهال ها و درختان اين پارك ها ميزنند يا كثافات را بروی صحن اين پاركها مياندازند كه اين  كار آنها واقعا خلاف عادات و عرف شهروندیست و بايد همه شهروندان در نظافت اين پاركها توجه زيادی داشته باشند و از انداختن كثافات در ساحات سبز و ساحات تفريحی خود داری نمايند ، از شكستاندن درختان و نهال های غرس شده درين محلات نيزابا ورزند ، زيرا ساحات سبز ، پاركها و ساحات تفريحی متعلق به همه شهروندان است ، پس همان گونه كه ما در سرسبزی و پاكی خانه خويش كوشا هستيم همين گونه ما نيز در پاكی و سرسبزی اين ساحات كوشا باشيم و اين را بصفت يك شهروند مسوليت خويش بدانيم. همچنان عده ای از كسان كه درين شهر بلند منزل ساخته اند ديده شده است در بسياری موارد توجه چندانی به كوچه و يا محل خود ندارند و در بسياری موارد ديده شده است كه جوی پيش روی اين بلند منزل ها از كثافات پرشده و صاحب آن چندان توجه ای به پاك كردن آن ندارد ، در حال كه پاك كاری جوی نسبت به ساختن بلند منزل آنقدر هزينه ای را در بر نميگيرد ، پس معلوم است كه هيچ كس درين شهر احساس مسوليت نمی نمايد بقول ژانژاك روسو اگر احساس دل نباشد منطق سر بیهوده است . پس ما بايد در مقابل داشتن دانش و منطق احساس هم داشته باشيم تا بتوانيم شهر خود را مانند خانه خود از تمام كثافات و آلوده گی ها پاك نگهداريم و با اين كار مان ميتوانيم  صحت خود ،خانواده ، همسايه و ساير شهروندان را تضمين نمايم . همچنان در بعضی از نقاط شهر كابل ديده شده است كه خانواده ها تشناب های خويش را درست پاك نمی نمايند ، اين امر باعث اذيت عابرين ميگرددكه از كنار خانه های آنها ميگذرند ، آنها با اين كار خود مورد دشنام اين عابرين  قرار ميگيرند كه اين كار آنها با هيچ آئينی سازگاری ندارد و بايد اين خانواده ها در پاك كردن بموقع  تشناب های خويش كوشا باشند تا مورد دشنام سايرين قرار نگيرند. پس بر ما شهروندان لازم است تا در راستای پاكی و نظافت شهر خود كوشا بوده و اين را يك مسوليت و وجيبه دينی خويش بدانيم .

چپونه میتوان به صلح رسید


Nعبدالحليم باخرد

چگونه ميتوان به صلح رسيد

با مطالعه و تعمق  به تاريخ پيشينيان را  درخواهيم يافت كه انسان از آغاز پيدايش خود تا كنون دست آوردهای فراوانی در ساختن دنيای خود داشته است ، اين همه دست آورد های بشرامروز مرهون كار آنعده از انسانهايست كه شب و روز زحمات را زيادی ديده اند و توانسته اند چيزهای را برای همنوعان  خود عرضه كنند تا  همنوعانشان بتوانند زندگی خوبتری نسبت به آنها داشته باشند ، اين گونه طرز ديد در واقعيت امر همخوانی با سرشت انسان كه همانا فضل ، دانش و هنر اوست ، دارد ، اما برخلاف افراد را نيز سراغ داريم كه چه در گذشته و چه در حال دست به كار های زده اند كه  ساير افراد امروز از نسبت داشتن خود به آنها اظهار تنفر و بيزاری مينمايند ، گويا متعلق بودن خود را با آنها عار وننگ ميدانند و بنحوی ميخواهند با فاصله گرفتن از آنها خود را از جرايم كه آنها مرتكب ميشوند تبره نمايند .در حال كه چنين نيست ، بلكه هر كدام ما وظيفه خاص خود را در مقابل ساير افراد جامعه داريم ، بنا فرار از مسوليت ها نميتواند مايه آرامش روحی و سلامت روانی ما باشد ، زيرا خاموش ماندن در مقابل اعمال ناشايسته ديگران خود ميتواند روزی مصيبت بزرگی را برای ما به ارمغان آرد . حتا جنايات را كه افراد تبهكار انجام ميدهند سبب ضرر رساندن به همسايه و نزديكان انسان ميگردد ، ازينجاست كه ما بايد قبل از قبل ، تدابير را در نظر بگيريم تا بتوانيم علاوه بر سلامت نگهداشتن جان و مال خود ، جان ومال ديگران را نيز سلامت نگهداريم . با وجود اين كه ما  بعنوان انسان مسول هستيم  ، مسوليت ديگر ما مسلمان بودن ماست ، هنگام كه ما به معنای واقعی و حقيقی اسلام بيانديشيم در واقعيت امر در خواهيم يافت كه اسلام دين سلامتی ، صلح و ثبات است و مسلمانان در هر كنار و گوشه ای اين جهان هستي زندگی مينمايند ، بايد ممثل خوبی باشند برای ارائه معنی ، مفهوم واقعی و حقيقی اسلام ، زيرا اعمال نادرست و خلاف ما سبب ميگردد تا ساير افراد جوامع بشری از ما دوری گزينند و نسبت به اسلام متنفر باشند در حال كه اسلام واقعی و حقيقی هيچ گاهی به پيروان خود اجازه ارتكاب به اعمال خلاف را كه حقوق ديگران را پايمال سازد يا  به ديگران ضرر برسد را نمی دهد ، اگر ما به معنای واقعی ايمان فكر كنيم ، ايمان دارای هفتادوچند شعبه است يكی از آن دور كردن موانع از سر راه عام است در حال كه در ساير اديان چنين نطام تربيتی وجود ندارد ، نكته بسيار مهم اينست افراد كه مرتكب جرم ميشوند اكثرا اطلاع چندانی از دين ندارند بنا با مواجه شدن به مشكلات در زندگی خود دست به غارت ، چپاول وساير اعمال خلاف ميزنند كه باسرشت آنها متضاد  بوده و همخوانی ندارند، پس اين وجيبه و مسوليت هر مسلمان است بعنوان يك مربی خوب ، واقعی و معلم داشته ها و آموخته های خود را راجع به حقوقی كه افراد بالای يكديگر دارند ، به آنها آموخته و باين ترتيب افراد بتوانند در سايه ايمان و اسلام زندگی مسالمت آميزی را داشته باشند ، زيرا هيچ كس زشتی و بدی را بعنوان بد است نمی پذيرد و انتخابش نمی نمايد ، تجربه نشان داده است كه انسان اصلاح پذير است اما مشروط بر اينكه آگاه گردد و در روشنايی احكام الهی تربيت گردد تا سايرين هم نتوانند با انگيزه های دروغين خود عده را تربيت نادرست نموده و بكشتن افراد بيگناه اين سرزمين بفرستند ، در حال كه اين افراد بيگناه به كارهای روزمره مصروف اند و ميكوشند تامعاش و روزی حلال بدست آرند ، عده  اعمال شنيع و ضد اسلامی را كه همانا انتحار و انفجار است انجام ميدهند وسبب قتل افراد بيگناه اين سرزمين ميگردند ، در حال كه بيخبر اند از  فرمودۀ خداوند (ج) ، كسی كه يك نفر را بقتل ميرساند برابر است به اينكه تمام مردم را كشته باشد و كسی كه يك نفر را از مرگ نجات ميدهد برابراست به اينكه همه مردم را نجات داده باشد. در روايتی آمده است زنی خلاف كاری كه توانست سگ را آب دهد و او را از تشنگی رهانيد خداوند هم در مقابل تمام گناهان او را بخشيد ، اگر ما وقعا اسلام را بشناسيم بايد اسلام را از نگاه خود پيامبر و اصحاب مباركش بشناسيم . هنگام كه ما بصدر اسلام نگاه كنيم ميبينم كه پيامبر تا آخرين گام از صبر و حوصله كار ميگيرد و دست بقيام نمی زند اما هنگام ياران پيامبر(ص) مورد شكنجه و آزار مشركين قرار ميگيرند ، مجبور ميشود تا رهسپار ديار ديگری گردد و بعدش هم آماده گی جنگ را بگيرد. پيامبر( ص) حتا در هنگام جهاد به پيروانش اين را ميفرمايد كه حق نداريد به زنان ، اطفال و كهن سالان كه در ميدان جنگ با شما نمی جنگند به آنها تعرض نمايد و هم چنان از قطع درختان ، از بين بردن مزارع وساير امور ناپسند مسلمانان را منع مينمود . اين است فرموده خدا و رسول او (ص) . در جای ديگری خداوند (ج)ميفرمايد كسی كه قصدا مومن را بناحق بكشد ، جزا وی دوزخ است كه در آنجا برای هميشه باقی خواهد بود و غضب خداوند (ج) بر وی است و مورد لعنت و نفرين خدا قرار ميگيرد . ازين آيۀ متبركه فهميده ميشود كه كشتن يك نفر مسلمان چقدر گناه عظيم ، بزرگ و نابخشودنی ست ، چنانچه شاعری نيز درين مورد اين گونه گفته است :

خون ناحق دست از دامان قاتل برنداشت

ديـده بـاشـی لـكـه هـای دامـن قـصـاب را

اما چگونه ميتوان اين افراد را اصلاح كرد ، اولين گام كه درين راستا برداشته ميشود اينست كه ابتدا بايد عوامل را دريافت نمود كه سبب گرديده است تا انسان دست به خشونت زند ، در جوامع جهان سوم يكی ازين عوامل بی سوادی است ، پس بايد برنامه های آگاهی دهی روی دست گرفته شود و افراد خلاف كار و تبهكار تحت آموزش قرار گيرند تا باكسب دانش بتوانند خوب را از بد تميز نمايند. دومين عامل فقر است و مردمان  كشورهای جنگ زده اكثرا بدين مشكل مواجه اند ، اين مسوليت دولت ها ، نهاد ها و سازمانهاست كه بايد به افراد زمينه كار را فراهم سازند تا افراد دست به ارتكاب جرايم نزنند و بتوانند مصارف خود را  از راه درست بدست آرند ، اين امر سبب ميگردد تا افراد ديگر فرصت نيابند كه مرتكب اعمال خلاف گردند. سومين عامل نفوذ دشمن است ،بايد از نفوذ دشمن در ميان افراد جامعه جلوگيری گردد ، اين وظيفه مسولين دولتی و نهاد های امنيتی است تا بكوشند آنان را كه ذهن افراد را مغشوش ميسازند ، آنها را به ضد نظام تحريك مينمايند وانگيزه ميدهند شناسايی نموده ، مانع كار آنها شوند. چهارمين عامل عدم تطبيق قانون بالای تمام افراد جامعه است ، بايد قانون بالای همه افراد بصورت يكسان تطبيق گردد ، از رده های بالا گرفته الی رده ها پائين . تطبيق قانون بالای همه افراد جامعه بگونه ای يكسان خود ميتواند سبب كسب اعتماد مردم نسبت به نظام گردد و اين امر سبب ميگردد تا مردم نسبت به اعتماد كه بالای نظام دارند ، همكار نظام بوده و حتا در مواردی نيز خود را به پنجۀ قانون تسليم نمايند . پنجمين عامل  نداشتن برنامه های  توسعه ای است ، نظام ها بكوشند تا برای توسعه كشورهای خود برنامه های را روی دست گيرند ، طرح برنامه های توسعه ای و تطبيق اين برنامه ها سبب تقويت بنيه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی كشورها ميگردد ، اين امر سبب ميگردد تا افراد جامعه نظام را غمخوار خود يابند ، همكاری لازم را در تطبيق  و اجرای اين برنامه ها داشته باشند . ششمين عامل شفافيت است ، اين حق هرشهروندی ست كه از چگونگی مصارف ، هزينه های كه در امور توسعه ، انكشاف كشورشان صورت ميگيرد آگاهی داشته باشند و در روشنايی آن قرار گيرند .اين ها همه عوامل اند كه سبب ميگردد تا صلح و ثبات دريك كشور بوجود آيد و پايه های نظام تحكيم گردد. روی همين ملحوظات است كه ما می بينيم عمده ترين عامل كه سبب نارضايتی افراد از نظام ميگردد ، عدم تطبيق قانون بالای همه افراد بگونه ای يكسان ، موجوديت رشوت كه اين خود مردم ما را به ستوه آورده است ، دولت بايد در مبازه خود با فساد جدی باشد ، در غير آن دشمنان مردم اين سرزمين در كمين اند ، ازين مجرا ها و خلاهای كه موجوده در داخل نظام  استفاده نموده و افراد را انگيزه ميدهند و آنها را برضد نظام بر می انگيزند.

خشت اول گر نهد معمار كـج

تـا ثـريـا مـی رود ديــواركـج

چگونه میتوان به اهداف خود رسید


چگونه  ميتوان به اهداف خود رسيد؟

اگر ما نگاهی به زندگی خود نمايم در واقعيت امر اين را درخواهيم يافت ، تمام انسانهای كه همسفر زندگی با ما اند،آنها در زندگی خود دارای اهداف اند و برای رسيدن به  اهداف خويش كوشش های فراونی را بخرچ ميدهند تا بتوانند به اهداف خويش زود تربرسند ، بنا برای رسيدن به اهداف خويش راه های طولانی را طی مينمايند تا جای كه گاهی اوقات خطرات زيادی را در راه رسيدن به اهداف خويش ديده اند يا می بينند ولی هيچ گاهی ازين راه برنگشته اند بجز عده ای محدودی.اهداف را كه انسان در طول حيات خويش دنبال ميكند ، ميتواند نيك يا بد باشد ، اگر اهداف انسان نيك باشد درصورت كه انسان بتواند به اهداف خود برسد ، نزد خداوند (ج) دارای پاداش عظيم و بزرگی خواهد بود واگر به اهداف خويش نرسد و درين راه جان خويش را نثار نمايد نيز دارای اجر و پاداش بزرگی در نزد خداوند (ج) خواهد بود. اما برخلاف اين امر ، اگر انسان دارای اهداف شوم و بدی باشد و برای رسيدن به  اهداف شوم خويش سعی و تلاش نمايد تا اين كه به اهداف شوم خود برسد، مورد نفرين خدا قرار خواهد گرفت و اگر درين راه جان خود را نيز از دست بدهد مورد عذاب الهی  قرار خواهد گرفت . اگر اين انسان در راه رسيدن به اهداف خويش انديشه كرد و راه خود را عوض نمود اين انسان در واقع ميتواند هم در دنيا و آخرت سرافراز گردد. انسان های كه دارای اهداف نيك و خير اند برای رسيدن به اهداف خويش راه های طولانی و متعددی را می پيمايند بنا لازم است تا انسان برای رسيدن به اهداف نيك نيز از دقت لازم كار بگيرد زيرا راه های كه انسان ميتواند به اهداف خويش برسد دارای خمی ها و پيچ های فراونی اند بنا كوچكترين اشتباه ميتواند مانع بزرگی را برای انسان در راه رسيدن به اهدافوی ايجاد كند ، در بسا اوقات انسان هنگام كه نميتواند  زود تر به اهداف خويش برسد ، اين امر سبب ميگردد كه انسان صبر و حوصله اش سربيايد و بمنظور رسيدن به اهداف خويش در راه  نا درست گام بر دارد كه در نتيجه از انسان صالح ، انسان ناصالح و خلاف كار بار آيد.بهمين خاطر است كه گفته اند كسان كه در مسيرغلط گام درست برميدارند نسبت به كسان كه در مسير درست گام غلط بر ميدارند سريع تر به مقصد ميرسند. البته اهداف انسان نظر به مراحل انكشاف سنی خيلها از هم متفاوت اند يعنی انسان هنگام كه در سنين پائين قرار دارد اهداف وی نسبت به رسيدن به سنين بالاتر از هم متفاوت اند، روی همين ملحوظات ، بزرگ سالان سعی نمايند تا كسان كه جوان اند و اهداف خوبی را دنبال ميكنند سد راه شان نباشند و همواره جوانان را در راه رسيدن به اهداف نيك شان كمك نمايند ، به اين ترتيب جوانان ميتوانند رسالت خويش را بخوبی انجام دهند و در ابعاد مختلف زندگی دستآوردهای خوبی را به ارمغان آرند ،بايد استعداد ها در ميان جوانان و حتا در سنين بالاتر از آن شناسايی شوند ، نهادهای مسول بايد در زمينه طرح های را روی دست داشته باشند تا بتوانند ازين استعداد ها  در جهت شگوفايی اين سرزمين استفاده خوبی صورت گيرد ، با اين روش ميتوان زمينه را برای  كسان آمده ساخت تا  چيزيهای برای ساختن اين سرزمين دارند آنها را به ملت  خويش عرضه نمايند ، به اين ترتيب ما شاهد يك افغانستان متحول وشگوفا خواهيم بود. برای اين كه جوانان بتوانند اهداف خوبی را  دنبال كنند بايد جوانان داستانها و طرحهای كسان را بخوانند كه آنها در زندگی خويش توانسته اند دست به كارهای بزنند كه انسانه های زمان خويش  را بحيرت آورده و تحول را در زندگی آنها بوجود آورده اند و ازين اختراعات و دست آورده های آنها بشر امروز در هر گوشه ای اين جهان هستی تا هنوز استفاده می نمايد، بنا خواندن  داستانهای زندگی و فعاليت های افراد نابغه ، مخترع و طراح برای جوانان بويژه برای جوانان افغان كه هنوز هم  چالش های دامنگير آنها است ،مانند بيكاری ، فقر و ساير مشكلات ، خيلی ها مفيد تمام خواهد شد و اين امرسبب ميگردد تا انگيزه ای  دراذهان آنها به بوجود آيد .با اين روی كرد  جوانان ميتوانند با استفاده از  نيرو و توانايی جسمی و روحی خويش موانع را از سر راه خود برداند و دست آورده های بزرگی را در ابعاد مختلف برای  اين سرزمين به ارمغان آرند ، جوانان كه زياد تر كوشش مينمايند تا دست آوردهای  در زندگی خويش داشته باشند بايد سعی نمايند  تا داستانهای كسان را بخوانند كه آنها دست آوردهای بزرگی در زندگی خويش داشته اند و به جهان بشريت فراورده های را عرضه نموده اند يا فيلمها و سريال های را بينند تا آنها را به كار و تلاش وا دارد و از خواندن داستانهای كه سبب مشكلات روحی به آنها ميگردد و آنها را از آموزش و پرورش باز ميدارد اجتناب ورزند يا از ديدن فيلمها و سريالهای كه سبب ميگردد اكثرا اوقات  آنها بيهوده  بگذرد ابا ورزند. بنا حرف بنده به تمام خانواده های محترم همين است كه سريال های را كه باعث ضياع وقت فرزندان تان ميشود ، آنها را از ديدن اين سريال ها ممانعت نمايد تا وقت شان را بهدر نگذارنند و كوشش نمايد از فيلمها و سريالهای كه ايجاد انگيزه و تحرك در اذهان  فرزندان تان ميكند به دسترس آنها قرار دهيد تا نتيجه ای مثبت  را بدست آريد به اين ترتيب  بتوانيد فرزندان خلاق و مخترع را به جامعه عرضه بداريد ، با اين رويكرد شما ميتوانيد هم خود و هم ملت خود را ازين حالت تنگدستی نجات دهيد . عوامل كه ميتواند انسان اهدافش را در روشنايی آن پيريزی نمايد همانا افكار انسان است ، البته بايد گفت كه همه انسانها يكسان فكر نميكنند يعنی دارای افكار گوناگون اند ، همين گونه باورهايشان نيز نسبت به ساير موضوعات از هم متفاوت است . پس همه انسانهای روی زمين نسبت به چيزهای كه توسط حواس ادراكی خويش مانند ديدن ، شنيدن ، لمس كردن ، بويدن و چشيدن موجوديت آنها را حس ميكنند در بارۀ آنها برداشت های خاص خود را دارند ، شايد بسياری ازين برداشت ها بر مبنای واقعيت استوار نباشد ، پس به همين خاطر است كه مشوره در اجرای امور خير ميتواند نقش خيلها مثبت را درين راستا داشته باشد. انسان دارای چهار بعد است ، اين ابعاد عبارت اند از جسمی ، فكری ، قلبی‌ و احساسات . بعد جسمی عبارت از لمس كردن ، ديدن ، شنيدن وغيره ، بعد فكری عبارت از همان قدرت قضاوت انسان در باره اشيا ، همنوعان و ساير موضوعات كه انسان  در طول حيات خويش بدان مواجه ميگردد ، بعد قلبی يا درونی انسان كه همان دنيا معنويت انسان است ، اگر قلب انسان از تمام گنديده گی های درونی پاك گردد درين صورت است كه انسان با داشتن قلب پاك و دميدن نور معرفت در دل وی ، در جهت مثبت گام برميدارد و  اهداف نيك را در زندگی خويش دنبال ميكند. احساسات عبارت از واكنشهای ست كه ما نسبت به وقايع و رخداد های كه در زندگی بدان مواجه ميشويم از خود نشان ميدهيم . اما در بسياری موارد ديده شده است كه پيروی از احساسات سبب بروز مشكلات زيادی شده است.  نكته مهم درينجا اينست كه احساسات بايد مديريت شود نه سركوب .اما اين كه چگونه انسان ميتواند به اهداف خود برسد ؟ انسان ابتدا كوشش نمايد اهداف را كه دنبال ميكند اهداف نيك باشد و از لحاظ توانايی های جسمی و مالی توانايی رسيدن به اين اهداف را داشته باشد . همان طور كه در بالا ذكر گرديد انسان در راه رسيدن به اهداف خويش مشكلات و سخت های را ميبيند انسان بايد صبور و تحمل پذير باشد ، اعتماد داشتن به خود نيز ميتواند در راه رسيدن به اهداف خيلی ها مهم باشد زيرا اگر انسان به خود اعتماد نداشته باشد معلوم است كه انسان هيچ گاهی نخواهد توانست كوچكترين گامی را درين راستا بردارد بنا اعتماد به خويش يكی از ويژه گی های افراد هدفمند محسوب ميگردد.

چگونه میتوان پایه های دوستی و صممیت ر ا با دیگران ایجاد کرد

چگونه ميتوان پايه های دوستی و صمميت را با ديگران ايجاد كرد؟

عبدالحليم باخرد

برای اينكه انسان بتواند پايه های دوستی و صميمت را با ديگران بريزد ، ابتدا بايد خود را آماده به پذيرش آن سازد ، در گام نخست رفتار خود را با ديگران طوری عيار سازد تا همه وی را بعنوان يك دوست خوب بشناسند و قبولش نمايند . انسان برای اينكه چيزی بدست آرد بايد چيزهای را نيز از دست بدهد ، بنا گذشتن از خواهشات نفسانی ، خود خواهی ها و جاه طلبی ها سبب ميگردد تا ما برای ديگران جايگاه و مقامی را در نظر گيريم ، همينگونه در نطرداشتن جايگاه و مقام برای ديگران سبب ميگردد تا ديگران نيز برای ما ارزش و مقامی قائل گردند.همان طوری كه گفته اند انسان با احترام كردن به ديگران در واقع خود را نيز احترام مينمايد ، احترام و حق حرمت ديگران سبب می گردد تا انسان از محبوبيت خاصی در ميان افراد جامعه برخوردار گردد ، اين محبوبيت سبب ميگردد تا افراد جامعه در همه ابعاد زندگی يكديگر را در غم و شادی خويش شريك سازند . به اين ترتيب انسان ميتواند دوستان زيادی داشته باشد. اگر ما نگاهی به مراحل مختلف زندگی انسان نمايم انسان در طول زندگی خود دوستان زيادی را دارد ، مثلا هنگام كه انسان در مرحلۀ طفوليت قرار دارد درين مرحله انسان دوستان زيادی دارد كه با آنها بنسبت همسايه بودن ، هم سن بودن يا همدرس بودن رابطه ای صميمی پيدا ميكند و با آنها انس ميگيرد. اين دوستی تا جای ست كه كودكان در بسياری حالات از دور بودن يكدگر سخت رنج ميبرند و تلاش ميورزند تا باهم يكجا شده به بازی و تفريح بپردازند . همين گونه انسان در مراحل جوانی خود دوستان زيادی دارد ، از همصنفان مكتب گرفته تا دوستان وی كه در دانشگاه و جا های كه وی به آنجا سفر ميكند يا هم مدتی را در آنجا سپری مينمايد. بلاخره در مرحلۀ كهن سالی نيز انسان دوستان بيشتری پيدا ميكند .آنچه كه درينجا قابل تذكر است اين است كه ،انسان در هنگام آشنايی با ساير دوستان خود برخورد ها و رفتاری های متفاوتآنها را تجربه ميكند ، گاهی هم بعضی ازين رفتار ها و عادات آنها ميتواند تأثيرات را در رفتار وی داشته باشد . نكته ای كه لازم كه درينجا گفته شود اينست كه، اگر دوستان ما خوب باشند ميتوانيم عادات آنها را گرفته و ما نيز همانند آنها خوب باشيم ، برخلاف اگر دوستان ما بد باشند و دارای عادات و رفتارهای ناپسند باشند درهنگام نشست و برخاست با آنها ما نيز عادات ناپسند آنها بخود ميگيريم كه اين رفتار و عادات ما سبب ميگردد تا ساير دوستان خود را و حتا در مواردی هم پيوندهای خانواده گی ، اجتماعی خويش را نيز از دست دهيم. بنا هر قدر رفتار انسان خوب باشد و انسان دارای اخلاق حميده و پسنديده باشد همان گونه موقف اجتماعی انسان در ميان افراد اجتماع خوب خواهد بود ولی بر عكس اگر اخلاق انسان ناپسند باشد اين خود سبب ميگردد تا انسان از موقف ضعيف در ميان افراد اجتماع برخوردار باشد و در بسياری موارد افراد اجتماع به وی باورمند نخواهند بود. همان گونه كه خداوند(ج) فرموده است مؤمن برادر مؤمن است ، پس بايد ما بكوشيم تا پايه های دوستی و برادری را درميان خويش تحيكم نمايم و اين پايه ها را با گفتن كلمه اسلام و عليكم به برادر مسلمان خود اساس گذاری نمايم، با انجام اين عمل در واقعيت امر دروازه همپذيری و يكديگر پذيری را بروی هم باز خواهيم نمود .يگانه راز مؤفقيت مسلمانان امروز ايجاد فضای برادری و دوستی در ميان شان است ، تجربه نشان داده است كه بسياری از مصائب كه امروز دامنگير جهان اسلام است ناشی از گستن پيوند دوستی و برادری در ميان جوامع اسلامیست ، پس اين مسوليت ماست كه تلاش نمايم تا پايه های دوستی را درميان خود محكم و استوار نگهداريم . اگر ما نگاه به زندگی پيامبر(ص) و اصحاب وی (رض) نمايم ، در واقعيت امر در خواهيم يافت راز مؤفقيت آنها در گسترش اسلام به سايرنقاط جهان موجوديت پايه های محكم دوستی و برادری در ميان آنها بود ، چنانچه خداوند (ج) دراين باره فرموده است : « محمد(ص) فرستاده خداست و ياران و همراهانش بركافران بسيار قوی دل و سخت اند و بايكديگر بسيار مشفق و مهربانند». همين مهربانی و دوستی ميان پيامبر(ص) و اصحابش بود سبب گرديد تا ديگران برای پايه گذاری و پاسداری از اسلام جان های عزيز خود را فدای آن سازند كه سرانجام به اين آرزوی بزرگ خويش دست يافتند و جام شهادت نوشيدند. دعوت پيامبر(ص) در بسياری موارد بگونه ای بود كه پيامبر(ص) با برخورد و رفتار نيك خود با ديگران ميتوانست دل ديگران را تسخير نمايد ، اين كار سرانجام سبب ميگردد تا ديگران نيز به اسلام مشرف گردند . پيامبر (ص) همواره تبسم مينودند ، اصحابش را نيز به هم پذيری و گذشت بايك ديگر فرا ميخواندند ، اين روش پيامبر(ص) سبب گرديد تا اصحاب (رض) هر آنچه كه از مال ومتاع دنيا داشته اند همه را به ديگران تقسيم نمايند . اين كار تا جای ميرسد كه هنگام يكی از اصحاب(رض) از صحابۀ ديگری زمين ميخرد و بعدش گنچی را از آن ميآبد فورا صاحب زمين را فرا ميخواند و ميگويد كه اين گنچ مال توست اما صاحب زمين نيز اين را نمی پذيرد و ميگويد كه حالا زمين را تو خريدی پس اين گنچ نيز مال شماست . دعوای ميان اين دوصحابه(رض) آغاز ميگردد و بعدش هم نزد پيامبر(ص) ميروند و موضوع را با وی در ميان ميگذارند همين كه جناب پيامبر (ص) از موضوع با خبر ميشود به داشتن چنين يارانی و اصحابی فخر ميكند ودر ميان شان به عدل فيصله ميكند . اما امروز كه ما خود را مسلمان و پيروی پيامبر (ص) ميدانيم می مبينيم چگونه بخاطر بدست آوردن مال و متاع دنيا خون های هزاران انسانی را ميريزانيم پس معلوم است كه پيامبر(ص) از ما بيزاری خواهد نمود به سبب گناهان كه ما انجام ميدهيمو اسم مسلمان را بخود ميگذاريم ، درحال كه ما معلومات اندكی نسبت به سيرت و رفتار پيامبر(ص) داريم . كسان كه اسلام را در رفتار و كردار مسلمانان امروزی می ميبينند به ما نفرين می فرستند و از ما بيزاری ميجويند ، مسلمانان در گذشته شكوه و جلالی داشتند ، از هر نگاهی متكی بخود بوده اند ، اما امروز به نسبت نبود صميمت ، برادری و موجوديت درزها و فاصله ها ميان امت اسلامی كشور های اسلامی در ابعاد گوناگون وابسته به قدرت های بيرونی اند . اين وابستگی ها سبب گرديده است تا ديگران مديريت را بدست گيرند و بدون هدايت ديگران نميتوانند اين كشور های حتا كوچكترين گامی را برداند. اين است سرنوشت ما امت اسلامی كه تا هنوز بيدار نگشته ايم و اختلافات مذهبی و قومی هنوز هم درميان مان داغ است كه گاه و ناگاهی ازميان مان قربانی ميگيرد . ميرزا عبدالقادر بيدل نيز درين رابطه اندرزی دارد بدين شرح :

عبرت آفات دهر از خواب بيدارت نكرد

بی خبر در سايۀ اين كهنه ديواری هنوز

هنوز هم بقول حضرت بيدل (رح) ما مسلمانان در سايه ای همان كهنه ديوار هستيم كه نشسته ايم و فتوای كفر فرقه های اسلامی را با استفاده از عينكهای دودی خود كه به بيرون می بينيم ميدهيم ،ما امت مسلمه ، جهان را با اين ديد تنگ بر خود تنگتر گردانيديم در حال كه دشمننان اسلام بجای رسيده اند كه امكانات زندگی كردن را برای خود در ساير سيارات نيز آماده ساخته اند ، اما هنوز ما برای يافتن نان و آب سر گردانيم ،ثروتمندان ما بر بالای فقرا ، يتمان و بيوه زنان رحمی نمی نمايند در حال كه پيامبر(ص) فرموده است كسيكه صلۀ رحم ندارد از امت من نيست. با وجود اين كه امروزه جهارنيم مليون نفر در كشور ما زير خط فقر قرار دارند ولی تا هنوز ديده نشده است كه كسان كه بلند منزل ساختند و زمين های دولتی را غصب كرده اند ، صاحب قدرت و دولت شده اند ، جزئی ترين فكری بحال اين ملت نمايند . يكی از نويسنده گان معاصر گفته است در قلب كه مهربانی و رأفت وجود نداشته باشد بدون شك درين قلب صفات انسانی نيز وجود ندارد ، بهمين گونه كسان كه به ملت خود رحم نميكنند و در فكر پر كردن جيب خود اند بدون شك دارای صفت انسانی نبوده بلكه از جمله ای درنده گان اند كه گويا خود را در لباس انسان پنهان نموده اند. با ايجاد دوستی و برادری ميتوان بر بسياری از مشكلات روزگار فايق آمد ، دوستيها ميتواند پايه های روابط خانواده گی‌ ،‌ خويشاوندی ، همسايه گی و اجتماعی ما را تحكيم بخشند ، حسن نيت داشتن به ديگران ، دست خير داشتن و دست برادر مومن را گرفتن همه اينها دارای اجر و ثوابی در نزد خداست ، زندگی دنيايی جز چند روزی بيش نيست تنها چيزی كه از انسان باقی ميماند همين اعمالی است كه در زندگی خود انسان انجام ميدهد و بس . پس انسان بايد تلاش ورزد كه در هنگام حيات خود كارهای خيری را انجام دهد ، بقول حضرت علی( ك) كه گفته است دنيا كشتگاه آخرت است ، يعنی هر عملی را كه انسان در دنيا انجام ميدهد نتيجه ای آنرا در روز قيامت بدست خواهد آورد . چنانچه كه گفته اند:

از مكافات عمل غافل مباش

گندم از گندم برويد جو زجو