عبدالحليم
باخرد
نقش انسان در تغيرات
زمين
قدرت دخالت انسان در طبيعت با مراحل تكامل اجتماعی وی آغاز ميگردد ،
اگر گذری به دوره های مختلف تكامل بشر نمايم ، در واقعيت امر اين را در خواهيم
يافت كه انسان در دورۀ حجر آن گونه كه ديده ميشود در رويداد های طبيعی دخالت چندانی
نداشت و از منابع زمين بگونه چشمگيری استفاده نمی نمود ، بلكه با استفاده اندك
ازين منابع اكتفا مينمود . انسان دورۀ حجر تنها به خوراك ، پوشاك و شكار حيوان
توجه داشت و ازين طريق مايحتاج زندگی خود را تأمين می نمود. اما بعد از گذشت دورۀ
شكار و جمع آوری خوراك انسان به كشت گياهان پرداخت و هزار سال پيش از امروز برای
اولين بار مردمان سرزمين خاور ميانه به كشت گياهان و اهلی كردن حيوانات پرداختند ،
اين امر سبب گرديد تا آنها از آوره گی و چادرنشينی دست كشيده و مسكن گزين گردند .
انسان عصر حجر برای ادامۀ حيات خويش به انرژی عضلۀ خود متكی بود اما انسان بعد
ازين عصر از انرژی حيوانات اهلی نيز استفاده می نمود ، اين امر سبب بميان آمدن
نتايج ذيل گرديد: اول انسان بمنظور اينكه بتواند مسكن گزين گردد جنگلات زيادی را
از بين برد . دوم اينكه ذخاير مواد غذايی ، گياهی با استفاده از حاصلات و برداشت
كشت گياهان افزايش يافت ، اين امر سبب گرديد تا زمينه برای دخالت انسان در طبيعت
فراهم گردد. حدود دوصد سال پيش از امروز هنگام كه انقلاب صنعتی شكل گرفت ، اين
امرسبب گرديد تا توليد كالا به پيمانه ای وسيع افزايش يابد . درين زمان بود كه سطح
زندگی بشر ارتقأ نمود و از نظر بهداشت نيز تحولات چشمگيری در حيات بشر پديد آمد ،
اين امر سبب رشد جمعيت انسانی گرديد . درين هنگام انسان به منظور رسيدن به خواسته
های خويش از انرژی طبيعت نيز استفاده نمود و اين امر قدرت دخالت وی را در طبيعت
بيشتر ساخت. با پيدايش ماشين بخار عصر بخار آغاز گرديد ، اين امر سبب گرديد تا
احتياج انسان به مواد سوخت بيشتر گردد . گرچه در ابتدا بمنظور تامين مواد سوخت از
چوب درختان استفاده ميگرديد كه اين امرتا اندازه ای سبب نابودی جنگلات در بسياری مناطق گرديد ، بنا انسان تلاش نمود تا بدل آنرا دريابد
و سر انجام انسان از ذغال سنگ به حيث مواد سوخت استفاده نمود . كشف نفت و گاز توسط
انسان سبب گرديد تا ماشين های درون سوز اختراع گردد كه كار اين ماشينها بيشتر از
ماشين های بخار بود ، اين امر سبب گرديد تا قدرت دخالت انسان در تغيرات زمين بيشتر
برجسته گردد. استفاده ای انسان از انرژی هستوی بعنوان يگانه نيروی قدرتمند نقش
تأثير گذاری انسان را در تغيرات زمين به گونه ای چشمگيری افزايش داد. تغيرات كه در
نتيجه ای استفادۀ بی رويه انسان از منابع زمين بميان آمده است قرار ذيل اند:
ا- جا بجا نمودن مواد : مقدار سنگ يا خاك را كه انسان بمنظور ساختن
بنا يا جاده در مساحت معين از زمين و در مدت كوتاه جابجا می نمايد ، گاهی به درجه
ای ميرسد كه هزاران مرتبه بيش تر از آن است كه همان مساحت در زمان كوتاه به وسيلۀ عوامل طبيعی فرسايش يابدو يكی از نمونه
های بارز آن را در معادن روباز بخوبی ميتواند مشاهده گردد.
2- لغزش و ريزش : انجام امور حفاری و يا ايجاد دامنه های مصنوعی يا
خالی كردن زير دامنه های طبيعی ، سبب ورود آب از مخاذن و مجاری به دامنه ها ميگردد
، علاوه برآن بارگذاری سطح دامنه همه اينها از جمله عوامل اند كه باعث بميان آمدن
گسيختگی های دامنه ای ميگردند.
3- نشست زمين : استخراج مواد مفيده جامد يا مايع از زير زمين يا
بارگذاری بيش از حد باعث نشست سطح زمين ميگردد.
4- زمين لرزه های مصنوعی: تحميل بار اضافی بر زمين ، ريختاندن فاضلاب
كارخانه ها در چاه های عميق ، انفجار هسته ای از جمله عوامل اند كه سبب بميان آمدن
زمين لرزه های مصنوعی در زمين ميگردند.
5- تسريع فرسايش طبيعی : از بين برد جنگلات ، پوشش گياهی يا قشر نباتی
و تبديل ساحات جنگل به زمين های زراعتی ، رها نمودن زمين های شخم زده به چراگاه
های حيوانات از جمله عوامل اند كه سبب فرسايش خاك توسط باد يا آب ميگردد.
6- افزايش سيل : كاستن از قابليت نفوذ زمين كه بوسيله ای اعمار شهرك
ها ، ساختمانها و موانع در مسير طبيعی آب بويژه در دشت های سيلابی باعث ميگردد تا
جنگلات و پوشش گياهی از بين رفته و اين امر سبب كاستن قابليت نفوذ زمين ميگردد كه
در نتيجه جريان آب های سطحی و نوسانات آب دريا را بيشتر سازد.
7- افزايش رسوب گذاری : استفاده بی رويه انسان از زمين سبب افزايش
فرسايش خاك ميگردد كه اين امر باعث حمل و نقل بيش از حد ذرات سنگ و خاك توسط باد و
آب گرديده كه در نتيجه آن مخاذن سدها توسط مواد رسوبی پر ميگردد كه نمونه بارز آن
بسته شدن كانالهای آبی است.
8- تاثير منفی بر درياچه ها: فعاليت بيش از حد انسان در كنار درياچه ها
سبب ازديات رسوبات درياچه ای ، آلوده گی آب درياچه ها ، از بين رفتن جانوران و
ايجاد تغيرات در وضعيت طبيعی درياچه ميگردد.
9- آلوده گی آبها: رها نمودن فضولات صنعتی ، شفاخانه ها و مانند آن به
آبها جاری زير زمينی باعث آلوده گی كيمياوی آبهای جاری زير زمينی ميگردد. درينجا
نكته ای كه قابل تذكر است اينست كه آبهای آلوده با مواد كيمياوی در كنار ساير
خطرات خود سبب بميان آمدن خورندگی در لوله های آب گرديده و ساير تأسيات را نيز
صدمه ميزند.
10- تخريب سفرۀ آبها : بهره برداری بيش از حد انسان از آبهای زيرزمينی
سبب پائين آمدن سطح آب ميگردد و در مواردی هم جايگزين شدن آن با آب شور ميتواند بعنوان يك تهديد عمده به سفرۀ
آب باشد.
11- آلوده گی هوا: دود كه درنتيجه فعاليت كارخانه ها ، وسايل نقليه و
ساير ماشين آلات به هوا بلند ميشود ، اين امر باعث ميگردد تا هوا بشدت آلوده گردد
و تا جای كه سلامت انسان را نيز تهديد ميكند ، علاوه بر اين ، باران های اسيدی نيز
از جمله عوامل محسوب ميگردند كه سبب تسريع هوازده گی گرديده و تأثيرات ناگواری را
بالای حيات دارند.
12- افزايش اثر گازات گلخانه ای: استفاده بيش از حد مواد سوخت ميزان
كاربن دای اكسايد را در فضا بيشتر ساخته كه اين امر سبب ميگردد تا گاز مذكور بشكل
يك لايه اطراف زمين را بپوشاند ، موجوديت اين لايه در اطراف زمين باعث ميگردد تا
انرژی آفتاب توسط اين لايه جذب گردد ، اين عمليه بنام اثر گلخانه ای ياد ميگردد.
ازين جاست كه محقيقين گفته اند زمين در حال گرم شدن است ، نتايج بدست آمده ازين
فرايند ذوب شدن يخهای قطبی ست كه كه سبب بالا آمدن سطح آب ابحار گرديده و اين امر
زير آب قرار گرفتن مناطق پست و كم ارتفاع زمين را به دنبال دارد.
از بين رفتن لايه های ازون : لايه ازون در ارتفاع حدود 50 كيلومتری
اتمسفر بشكل لايه ای رقيقی قرار دارد و عامل اصلی جذب اشعه ای مضرۀ فرابنفش محسوب
ميگردد ، مصرف بیش از حد مواد كيمياوی توسط انسان سبب تجزيه ازون و از بين رفته
تدريجی اين لايه را به همراه دارد.
اگر نگاهی به چرخه ای پيشرفت و تكنالوژی نمايم ، بعد از برسی های لازم
اين را درخواهيم يافت كه ميزان دخالت
انسان در طبيعت بيشتر از آن است كه ما تصور ميكنيم، ميزان دخالت بيش از حد انسان
در طبيعت سبب بميان آمدن مشكلات فراوانی گرديد حتا در مواردی مشكلات بوجود آمده از
دخالت انسان در طبيعت فراتر از مرزهای جغرافيايی ست . بگونه ای مثال مصرف بی رويه
مواد فيسلی در كشور های پيشرفته جهان ميتواند سبب فرو رفتن بخشهای از كشور بنگلديش
به زير آب گردد . بعنوان حرف آخر اين جمله ای فرانسس بيكن را ياد آور ميگرديم كه
ميگويد : برای آنكه بتوانيد بر طبيعت
فرمان برانيد بايد از آن تبيعت نمايد.