نگاهی به عوامل مهاجرت جوانان افغان
نگاهی به عوامل مهاجرت جوانان افغان
عبدالحلیم باخرد
با نگاهی به وضعیت کنْونی ، طوری که دیده می شود در این روز ها گسترش دامنه ای ناامنی ها ، نبود زمینه کار برای افراد تحصیل کرده و افراد ماهر بویژه جوانان که بحیث نیروی کار شناخته می شوند و به علوم فناوری دست رسی دارند ، سبب گردیده است تا بسیاری از باشندگان این سرزمین راه مهاجرت را در پیش گیرند. مهاجرت به جاهای که امکان استقرار در آن کمتر وجود دارد .
طوری که دیده می شود ، برخی از این پناه جویان با وجود این که سال ها را در کشور های میزبان می گذرانند تا کشورهای میزبان آنها را به حیث شهروند قبول نمایند ، با آن هم دیده می شود که کشورهای میزبان در پرونده آنها باز نگری کرده و آنها را به حیث شهروند قانونی نمی پذیرند. بنا آنها جز برگشت به وطن چاره دیگری ندارند .
از طرف دیگر نظر به گزارش های واصله ، بسیاری از این پناه جویان در آب غرق شدند و نتوانستند خود را به کشورهای اروپایی برسانند . این را نیز نباید نادیده گذاشت که عدۀ ازین پناه جویان توانستند خود را به کشور های اروپای برسانند و بحیث شهروند در کشور های میزبان پذیرفته شوند به این ترتیب آنها توانستند به کار و تحصیل در کشورهای مذکور ادامه دهند. اما ، عدۀ از این پناه جویان باوجود داشتن شغل بازهم نمی توانند از درآمد روزانه خود مقدار آن را برای آینده پس انداز نمایند. دلیل آن ، بلند بودن کرایه خانه یا جای بود وباش گفته شده است ، بویژه در کشورترکیه ، کارگران عادی و روز مزد که در شهر استانبول کار می کنند ، نمی توانند از حقوق روزانه خویش چیزی را پس اندازنمایند. زیرا گفته می شود که در آنجا نرخ اجناس خیلی ها بلند است.
گذشته از این ، پناه جویان که از طریق کشور ایران می خواهند وارد ترکیه شوند ، همین طور از ترکیه به کشورهای اروپایی و غربی پناهنده شوند ، عدۀ از این ، پناه جویان توسط مرزبانان ایرانی دستگیر شده و دوباره به کشور خود باز گردانده می شوند. علاوه بر این ، برخی از جوانان افغان بنابر نبود زمینۀ کار به صفوف مخالفین مسلح می پیوندند. بنابر تحقیقات که تا کنون صورت گرفته است ، گروه های تندرو و افراطی در داخل افغانستان فعالیت دارند ، آنها جوانان افغان را که بی کار و بی سرنوشت اند ، انگیزه دینی داده و افکار آنها را تغییر می دهند ، به این ترتیب آنها می توانند به آسانی از جوانان افغان بحیث سپر انسانی برای رسیدن به اهداف شان استفاده نمایند. چنانچه که گفته شده است گروه افراطی داعش جوانان افغان را به صفوف جنگ در کشور های عربی مانند سوریه ، عراق فرستاده اند، تا کنون بسیاری از جوانان افغان در این جنگ ها جان خود را از دست داده اند. فرار قشر تحصیلکرده و درس خوانده از کشور می تواند آیندۀ تاریک این کشور را ترسیم کند. بنابر این ، لازم است که حکومت وحدت ملی برای کاهش ناامنی ها و جلوگیری از مهاجرت جوانان راه های حل را جستجو نماید و هرچه زود تر برنامه های مؤثر را که بتواند در این راستا کار ساز باشد روی دست گیرد تا باشد که از پیوستن جوانان به صفوف گروه های دهشت افگن جلوگیری گردد.
هم چنان نباید نا گفته گذاشت که یکی از دلایل پیوستن جوانان به صفوف نیرو های مخالف مسلح ، نبود زمینۀ کارو موجودیت فساد در نهاد های دولتی گفته شده است . نظر به گفته های افراد که به جمع مخالفین پیوستند ، آنها یکی از دلایل پیوستن خود را به صفوف مخالفین مسلح ، نبود زمینه کار در کشور گفته اند . نکته قابل تذکر این است که با وجود این که از ایجاد حکومت وحدت ملی یک سال می گذرد ، با آنهم دیده می شود که حکومت وحدت ملی گام های سازندۀ را در راستای انکشاف و توسعه نبرداشته است. بنا بر این ، این امر سبب گردیده است که با گذشت هرروز دامنه ای نا امنی ها دراین کشور گسترده تر گردد و رزوانه صد ها جوان ، طفل ، زن و مرد این سرزمین بخاک وخون کشانده شوند. ادامۀ این روند می تواند فاجعه بزرگ را بار آرد.پس راه حل این است که گردانندگان امور باید هرچه زود تر دست بکار شده و اقدامات لازم روی دست گیرند. یکی از راه های حل ایجاد فرصت های شغلی برای جوانان تحصیلکرده و درس خوانده است ، اگر فرصت های شغلی در داخل کشور برای جوانان مساعد گردد ، جوانان افغان هیچگاهی حاضر نخواهند شد تا کشور خود را ترک کنند و بجای دیگری بروند. اما نبود زمینه کار در کشور سبب گردیده است جوانان افغان به گونۀ سیل آسا راه مهاجرت را در پیش گیرند . با رفتن جوانان تحصیلکره و درس خوانده به کشور های دیگر، افغانستان نخواهند توانست به رشد اقتصادی برسد . زیرا ، نیروی کار که بتواند چرخه اقتصاد را به حرکت در آورد همانا جوانان اند. بنابراین با رفتن جوانان به کشور های دیگر ، افغانستان تعداد زیادی از نیروی کار خود را از دست خواهد داد.
رهبران حکومت وحدت ملی این را باید از گذشته بیاموزند ، اگر حکومت قبلی برنامه سازنده را در راستای انکشاف و توسعه این کشور ،روی دست می داشت ، امروز سرنوشت این کشور این گونه نبود. بلکه این غفلت دولت مردان پیشن بود که هنوز هم ما به کمک و همکاری کشوری های دیگر نیازمندیم . بنابر این رهبران حکومت وحدت ملی باید امروز برنامه های را روی دست گیرند تا بتوانند با انکشاف زراعت در افغانستان برای بسیاری از باشندگان این سرزمین زمینه کار را مساعد سازند به این ترتیب افغانستان بتواند در بخش تولید محصولات زراعتی بخود کفایی برسد. گذشته از این ، طوری که دیده می شود امروز معادن کشور توسط عناصر فرصت طلب و استفاده جو ، به گونه غیر قانونی استخراج می گردد و عواید آن را چند نفر قلدر می گیرد . بنابر این لازم است که برای به حرکت در آوردن چرخ اقتصادی کشور ، دولت مردان کشور به هیچ کس اجازه ندهند که معادن را به صورت خود سرانه استخراخ نموده و عواید آن را خود بگیرند . ادامه این کار می تواند سبب تقویت نیروهای مخالف مسلح گردد.این مسؤلیت دولت مردان کنونی است که در این زمینه تدابیر لازم را روی دست گیرند و نگذارند که افراد و گروهای مافیایی منابع طبیعی و معادن کشور را به تاراج برند. حکومت وحدت ملی باید در زمینه باز پس گیری مناطق که دردست مخالفین قرار دارد ، هرچه زود بکوشد و برنامه های را برای استخراج معادن روی دست گیرد ، در این صورت است که حکومت وحدت ملی خواهد توانست از نیروی بشری موجود در جهت رشد اقتصادی کشور گام های ارزنده یی را بر دارد .
همین گونه مهار کردن آب های کشور می تواند ، در رشد و انکشاف زراعت خیلی ها مؤثر واقع گردد . بنابر این ، باانکشاف و رشد سیستم زراعت ، افغانستان خواهد توانست به شگوفای و توسعه یی اقتصادی دست یابد. در صورت که حکومت وحدت ملی برنامه های را برای رشد و توسعه اقتصادی روی دست نگیرد ، در این صورت است که افغانستان نخواهد توانست به خود کفایی برسد . و همیشه به کمک های بیرونی متکی خواهد بود. ادامه این روند به سودی افغانستان نخواهد بود.