نقش عمل در مصداق سخن
نقش عمل در مصداق سخن
عبدالحلیم باخرد
حرف زدن و عمل کردن به آن یکی از راه های است که می تواند در کسب اعتماد و اعتبار خیلی ها مهم باشد، اما در جامعه ما بسیاری ها قبل از این که، بی اندیشند تا چه اندازه می توانند به حرف خود عمل کنند، وعده های زیادی را به دیگران می دهند، با گذشت زمان دیده می شود این وعده ها هیچگاهی عملی نمی شود، در نتیجه این باعث می گردد از اعتبار و اعتماد آنها در نزد دیگران کاسته شود و سایرین نیز چندان علاقمندی به گوش دادن حرف های آنها نداشته باشند. از جانب دیگر، عمل نکردن به وعده های که ما برای دیگران می دهیم سبب می گردد تا دیگران نیز چندان ارزش و احترامی برای ما قایل نگردند و ما را تمسخر نمایند. از این رو نیاز است برای بدست آوردن اعتماد و اعتبار دیگران گفتار و کردار خود را یکسان سازیم تا باشد حیثیت و وقار ما در میان افراد جامعه خدشه دار نگردد و از جمله انسان های صادق و راستکار باشیم. زیرا یکی از نشانه های انسان صادق و راستکار این است که گفتار و رفتارش باهم یکسان باشد، و نشانه های انسان منافق و فریبکار این است که گفتار و رفتارش باهم یکسان نباشد. عمل کردن به وعده های که ما برای دیگران می دهیم باعث خواهد شد تا دیگران نیز به ما احترام گذارند و در میان آنها برای خود جا باز نمائیم. با تأسف در جامعه ما این به یک رسم و عادت تبدیل شده است که بسیاری ها وعده های زیادی را به دیگران می دهند، اما در عمل دیده می شود که هیچگاهی این وعده ها تبدیل به حقیقت نمی گردد و این باعث می گردد یک نوع بی اعتماد و بی اعتباری در میان افراد جامعه دیده شود. گفتن حرف و عمل نکردن به آن حتا می تواند در میان اعضای خانواده نزاع بر پاکند و خشونت بی آفریند. زیرا والدین زمانی که، به اطفال خود وعده می دهند و بوقت وزمان معین آن عمل نمی کنند، این باعث می گردد، اطفال آنها نیز دروغ گفتن و فریبکاری را از والدین خویش یاد گیرند که این می تواند پیامد ناگواری را برای آینده آنها در پی داشته باشد. بنابراین نیاز است که والدین نباید وعده های را به اطفال خود بدهند که آن را عملی کرده نتوانند. بل وعده های را به اطفال خود بدهند که آن را عملی کنند. در این صورت است که، اطفال آنها نیز به راست گفتن و عمل کردن به آن عادت خواهند کرد و هیچ گاهی مجبور نخواهند شد وعده ای را به دیگران بدهند و آن را عملی نسازند. همین گونه، عمل کردن به وعده می تواند روی بهبود وضعیت کسب و کار نیر تأثیر خوبی را بجا گذارد. بگونه ای مثال زمانی که، یک کار گر نظر به وعده ای که برای کار فرما می دهد، کار خود را در وقت معین آن بخوبی و بهترین وجه انجام دهد، در این صورت است که، این می تواند اعتماد و اعتبار وی را در نزد کارفرما بیشتر سازد، درنتیجه کارفرما نیز بنابر داشتن اعتماد به وی، تمام کار ها را به وی واگذار خواهد کرد. در این صورت است که اعتماد و اعتبار وی نیز در میان افراد جامعه بیشتر خواهد شد و همه به وی ارادت خواهند داشت و حضور وی را در هر محفل و مجلسی گرامی خواهند داشت. همین گونه، در امور تجارت نیز زمانی مغازه دار به مشتری وعده می دهد، جنس مورد نظر او را در وقت معین با قیمت و کیفیت که خواسته است تحویل خواهد داد، درصورتی که جنس مذکور به وقت معین بدست رس مشتری با قیمت و کیفیت که خواسته است، قرار ندهد، در این صورت است که اعتبار وی در نزد مشتری خدشه دار خواهد شد و مشتری دیگر برای خرید جنس به نزد وی مراجعه نخواهد کرد، بل جنس مورد نظر خود را از مغازه ای دیگری خواهد خرید، در نتیجه این بی اعتمادی و نارضایتی مشتری باعث خواهد شد تا بازار وی با گذشت زمان سرد گردد و تعداد مشتریان وی نیز اندک شمار خواهد شد. از این جاست که گفته می توانیم، در هرشغل و مسلکی نیاز است که فرد شاغل و مسلکی بیشتر تلاش نماید به هدف رونق دادن کسب و کار خویش ابتدا اعتماد و اعتبار دیگران را کسب کند، در این صورت است که وی خواهد توانست بازار کار خود را بیشتر گسترش داده و آن را رونق بخشد. کسب اعتماد بدون عمل کردن به وعده امکان پذیر نخواهد بود. پس نیازاست که به وعده ای که به مشتریان خود می دهند عمل نمایند. زیرا اعتماد و اعتبار در بازار کار مانند داشتن جواز کار یا اسناد و مدرک تحصیلی است، درصورتی که فرد شاغل در مورد کیفیت و قیمت اجناس به مشتریان خود دروغ گوید دراین صورت است که اعتماد و اعتبار وی در بازار کار صدمه خواهد دید و بازار کار وی سرد خواهد شد. بنابراین، گفته می توانیم در هر سطح و مقامی انسان قرار داشته باشد، باید به وعده های که به دیگران می دهد عمل کند، زیرا این می تواند جایگاه او را در میان افراد جامعه حفظ کند، حیثیت ووقار وی را بالا ببرد، اما وعده دادن و عمل نکردن به آن باعث می گردد، انسان حیثیت و وقار خود را زیر پا گذارد و در نزد دیگران به فرد فریبکار و دروغگو مسمی گردد. کسب اعتماد و اعتماد می تواند باعث گردد، دیگران ما را در حل مشکلات مان یاری رسانند و در وقت نیاز تنها نگذارند. همین گونه، با راست گفتن و عمل کردن به آن در میان خانواده والدین می توانند جایگاه ولایی را در میان فرزندان خویش داشته باشند و فرزندان شان به حرف ها و نصایح آنها گوش دهند که در نتیجه فرزندان آنها خواهند توانست در پرتوی نصایح سودمند و مشورهای مفید والدین راه بهتری را انتخاب نمایند و اولاد صالح بار آیند و زندگی خود را برپایه صداقت وراستی بنیان گذارند.