نقش تاثیرگذاری دیگران بالای رفتار و گفتار ما
نقش تأثیر گذاری دیگران بالای رفتار و گفتار ما
عبدالحلیم باخرد
تجربه نشان داده است در صورت که انسان بتواند یک هم نشین خوب پیدا کند، رفتار هم نشین می تواند بالای رفتار وی تاثیر بگذارد و سر انجام وی می تواند به سعادت و خوش بختی دست یابد. برخلاف اگر هم نشین وی یک انسان بدکردار باشد در این صورت است که رفتار او بالای رفتار وی تاثیر گذاشته و این امر باعث می گردد که وی به بیراه رفته و بدبخت گردد. از این رو ، گفته می توانیم که رفتار هم نشین می تواند بالای رفتار ما تاثیر گذار باشد بنا لازم است که کوشش نمایم تا بیشتر با افراد نشست و برخاست نمایم که آنها درای صفات پسندیده و نیک باشند ، چنانچه که استاد غزل سعدی شیرازی در این باره چنین گفته است :-
جامۀ کعبه را که می بوسند
او نه از کرم پیله نامی شد
با عزیزی نشست روزی چند
لاجرم هم چو او گرامی شد
در صورت که رفیق و یاور ما افراد باشند که آنها دارای صفات نیک و پسندیده نباشند در این صورت است که رفتار آنها بالای رفتار ما نیز تاثیرکرده و ما با پیروی از آنها دست به انجام اعمال خلاف و کارهای زشت و ناپسند خواهیم زد . این امر می تواند باعث آبرو ریزی و پائین آمدن عزت و شرف ما در اجتماع گردد. ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی در این باره چنین سروده است :-
با بدان کم نشین که بد مانی
خو پذیراست نفس انسانی
یعنی در صورت که انسان باهم نشین بدسرشت بنشیند در این صورت است که رفتار هم نشین می تواند بالای رفتار وی تاثیر گذارد. هم چنان این را نباید ناگفته گذاشت در صورت که ما با افراد فاضل و دانشمند هم صحبت و هم نشین گردیم در این صورت است که ما خواهیم توانست از صحبت آنها استفاده نموده و از آنها بسیاری مسایل را که در زندگی نمی فهمیم ، بیاموزیم. چنانچه که ویکتور هوگو نیز به این موضوع در نوشته های خود اشاره کرده است ، انسان های خوشبخت همان های اند که آنها کارشان مطالعه کتاب است یا دوست و هم نشین آنها افراد دانشمند و فاضل اند. این را نباید از یاد برد انسان وقت که به دنیا می آید او به یک راهنما و مربی نیاز دارد و اولین راهنما و مربی او پدر و مادر وی است . در صورت که پدر و مادر او افراد نیک و فاضل باشند دراین صورت آنها خواهند توانست اطفال خود را بهتر تربیت نموده و براه راست راهنمای کند. در صورت که پدر و مادر او افراد نیک نباشند ، در این صورت است که آنها توجه چندانی به تربیت و آموزش اطفال ننموده و سر انجام اطفال آنها بعد از بزرگ شدن شان در مسیر خلاف گام بر می دارند ، عواقب این امر می تواند برای خانواده ها و افراد اجتماع خیلی ها درد سر ساز باشد. از این رو ، لازم است که خانواده ها به تربیت و تعلیم اطفال خویش بیشتر توجه داشته باشند تا بتوانند افراد فاضل و دانشمندی را به جامعه تقدیم نمایند. گذشته از این ، این را نباید از یاد برد که بعد از مرگ انسان اولاد صالح باقی می ماند که می تواند با انجام کار خیر و نیک اجر آن به پدر و مادر آن داده شود. چنانچه که در حدیث شریف آمده است :- وقت که انسان می میرد اعمال او قطع می گردد و تنها چیزی که بعد از مرگ از او باقی می ماند ، سه چیز است : یکی اولاد صالح ، اعمال صالحه و صدقۀ جاریه . بنابراین لازم است که خانواده ها تلاش ورزند تا اطفال شان را درست تربیت نموده و به جامعه تقدیم نماید. در قدم دوم معلمین ،آموزگاران افراد اند که مسؤلیت راهنمای ، پرورش و آموزش اطفال و جوانان را بعهده دارند ، بنا لازم است که آنها کوشش نمایند تا مسؤلیت خود را بگونۀ درست انجام دهند. در صورت که آموزگاران توجه چندانی به پرورش و آموزش اطفال و نوجوانان ننمایند و در انجام مسؤلیت خویش سهل انگاری نمایند ، در این صورت است که پیامد این امر می تواند در آینده خیلی ها خطرناک باشد. زیرا ، بهر اندازۀ که اطفال و نوجوانان از آموزش و پرورش دور نگهداشته شوند به همان اندازه آینده آنها تاریک خواهد بود. این امر باعث می گردد تا افراد آن جامعه بیشتر محتاج و نیازمند دیگران باشند. زیرا ، با درو ماندن اطفال و جوانان از آموزش و پرورش ، در آن جامعه دیگر افراد مسلکی ، متخصص و تحصیل کرده وجود نخواهد داشت تا بتوانند در عرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی کار های مؤثر را انجام دهند. این را نیز باید بیاد داشته باشید تا زمان که یک سرزمین توسط فرزندان خود او ساخته نشود ، هیچ گاهی توسط دیگران ساخته نخواهد شد. بلکه این وظیفه و مسؤلیت ماست که بعنوان فرزندان صدیق این سرزمین در ساخت و ساز آن سهم گیریم و خانۀ خود را با دستان خویش بسازیم. در صورت که باشندگان یک سرزمین صادقانه و دلسوزانه برای ساختن سرزمین خویش کار ننمایند و سرخود را در راه ساختن آن قربان نکنند بهیچ صورت آنها نخواهند توانست به پیشرفت و ترقی دست یابند. بنا براین ، لازم است که ما تلاش نمایم تا سرزمین خود را با دستان خویش آباد سازیم . و این امر زمان می تواند تحقق پذیرد که ما اطفال خود را درست تربیت نمایم. سوم دوستان و هم نشینان است که می تواند رفتار ، گفتار آنها بالای رفتار و گفتار ما نیز تاثیر کند . از این رو لازم است که انسان تلاش نماید دوستان و هم نشین انتخاب نمایند که آنها صفات حمیده داشته باشند ، به این ترتیب انسان با پیروی از رفتار درست دوستان خود بتواند راه سعادت و نیک بختی را بیابد. در غیر آن وی نخواهد توانست به سعادت و نیک بختی دست یابد. چنانچه که گفته اند در شب تاریک نمی توان بدون چراغ منزل کرد. انسان در زندگی خود نیز به یک حالت باقی نمی ماند ، بلکه گاهی با مشکلات و بدبختی ها مواجه می گردد ، بنابراین دوستان خوب وی می توانند در هنگام مشکلات و بدبختی ها با وی همکاری نموده و او را در هنگام مصائب و بدبختی ها یاری رسانند. چهارم ، افراد نخبه و بزرگان و دانشمندان نیز مسؤلیت بزرگی را در قبال آموزش ، پرورش و راهنمای اطفال و جوانان بعهده دارند ، از این رو ، لازم است که آنها در آموزش ، پرورش و راهنمای اطفال و جوانان توجه جدی نمایند تا باشد که با آموزش و پرورش نسل نو ، به آینده امید وار بود .