چگونه میتوان پایه های دوستی و صممیت ر ا با دیگران ایجاد کرد
چگونه ميتوان پايه های دوستی و صمميت را با ديگران ايجاد كرد؟
عبدالحليم باخرد
برای اينكه انسان بتواند پايه های دوستی و صميمت را با ديگران بريزد ، ابتدا بايد خود را آماده به پذيرش آن سازد ، در گام نخست رفتار خود را با ديگران طوری عيار سازد تا همه وی را بعنوان يك دوست خوب بشناسند و قبولش نمايند . انسان برای اينكه چيزی بدست آرد بايد چيزهای را نيز از دست بدهد ، بنا گذشتن از خواهشات نفسانی ، خود خواهی ها و جاه طلبی ها سبب ميگردد تا ما برای ديگران جايگاه و مقامی را در نظر گيريم ، همينگونه در نطرداشتن جايگاه و مقام برای ديگران سبب ميگردد تا ديگران نيز برای ما ارزش و مقامی قائل گردند.همان طوری كه گفته اند انسان با احترام كردن به ديگران در واقع خود را نيز احترام مينمايد ، احترام و حق حرمت ديگران سبب می گردد تا انسان از محبوبيت خاصی در ميان افراد جامعه برخوردار گردد ، اين محبوبيت سبب ميگردد تا افراد جامعه در همه ابعاد زندگی يكديگر را در غم و شادی خويش شريك سازند . به اين ترتيب انسان ميتواند دوستان زيادی داشته باشد. اگر ما نگاهی به مراحل مختلف زندگی انسان نمايم انسان در طول زندگی خود دوستان زيادی را دارد ، مثلا هنگام كه انسان در مرحلۀ طفوليت قرار دارد درين مرحله انسان دوستان زيادی دارد كه با آنها بنسبت همسايه بودن ، هم سن بودن يا همدرس بودن رابطه ای صميمی پيدا ميكند و با آنها انس ميگيرد. اين دوستی تا جای ست كه كودكان در بسياری حالات از دور بودن يكدگر سخت رنج ميبرند و تلاش ميورزند تا باهم يكجا شده به بازی و تفريح بپردازند . همين گونه انسان در مراحل جوانی خود دوستان زيادی دارد ، از همصنفان مكتب گرفته تا دوستان وی كه در دانشگاه و جا های كه وی به آنجا سفر ميكند يا هم مدتی را در آنجا سپری مينمايد. بلاخره در مرحلۀ كهن سالی نيز انسان دوستان بيشتری پيدا ميكند .آنچه كه درينجا قابل تذكر است اين است كه ،انسان در هنگام آشنايی با ساير دوستان خود برخورد ها و رفتاری های متفاوتآنها را تجربه ميكند ، گاهی هم بعضی ازين رفتار ها و عادات آنها ميتواند تأثيرات را در رفتار وی داشته باشد . نكته ای كه لازم كه درينجا گفته شود اينست كه، اگر دوستان ما خوب باشند ميتوانيم عادات آنها را گرفته و ما نيز همانند آنها خوب باشيم ، برخلاف اگر دوستان ما بد باشند و دارای عادات و رفتارهای ناپسند باشند درهنگام نشست و برخاست با آنها ما نيز عادات ناپسند آنها بخود ميگيريم كه اين رفتار و عادات ما سبب ميگردد تا ساير دوستان خود را و حتا در مواردی هم پيوندهای خانواده گی ، اجتماعی خويش را نيز از دست دهيم. بنا هر قدر رفتار انسان خوب باشد و انسان دارای اخلاق حميده و پسنديده باشد همان گونه موقف اجتماعی انسان در ميان افراد اجتماع خوب خواهد بود ولی بر عكس اگر اخلاق انسان ناپسند باشد اين خود سبب ميگردد تا انسان از موقف ضعيف در ميان افراد اجتماع برخوردار باشد و در بسياری موارد افراد اجتماع به وی باورمند نخواهند بود. همان گونه كه خداوند(ج) فرموده است مؤمن برادر مؤمن است ، پس بايد ما بكوشيم تا پايه های دوستی و برادری را درميان خويش تحيكم نمايم و اين پايه ها را با گفتن كلمه اسلام و عليكم به برادر مسلمان خود اساس گذاری نمايم، با انجام اين عمل در واقعيت امر دروازه همپذيری و يكديگر پذيری را بروی هم باز خواهيم نمود .يگانه راز مؤفقيت مسلمانان امروز ايجاد فضای برادری و دوستی در ميان شان است ، تجربه نشان داده است كه بسياری از مصائب كه امروز دامنگير جهان اسلام است ناشی از گستن پيوند دوستی و برادری در ميان جوامع اسلامیست ، پس اين مسوليت ماست كه تلاش نمايم تا پايه های دوستی را درميان خود محكم و استوار نگهداريم . اگر ما نگاه به زندگی پيامبر(ص) و اصحاب وی (رض) نمايم ، در واقعيت امر در خواهيم يافت راز مؤفقيت آنها در گسترش اسلام به سايرنقاط جهان موجوديت پايه های محكم دوستی و برادری در ميان آنها بود ، چنانچه خداوند (ج) دراين باره فرموده است : « محمد(ص) فرستاده خداست و ياران و همراهانش بركافران بسيار قوی دل و سخت اند و بايكديگر بسيار مشفق و مهربانند». همين مهربانی و دوستی ميان پيامبر(ص) و اصحابش بود سبب گرديد تا ديگران برای پايه گذاری و پاسداری از اسلام جان های عزيز خود را فدای آن سازند كه سرانجام به اين آرزوی بزرگ خويش دست يافتند و جام شهادت نوشيدند. دعوت پيامبر(ص) در بسياری موارد بگونه ای بود كه پيامبر(ص) با برخورد و رفتار نيك خود با ديگران ميتوانست دل ديگران را تسخير نمايد ، اين كار سرانجام سبب ميگردد تا ديگران نيز به اسلام مشرف گردند . پيامبر (ص) همواره تبسم مينودند ، اصحابش را نيز به هم پذيری و گذشت بايك ديگر فرا ميخواندند ، اين روش پيامبر(ص) سبب گرديد تا اصحاب (رض) هر آنچه كه از مال ومتاع دنيا داشته اند همه را به ديگران تقسيم نمايند . اين كار تا جای ميرسد كه هنگام يكی از اصحاب(رض) از صحابۀ ديگری زمين ميخرد و بعدش گنچی را از آن ميآبد فورا صاحب زمين را فرا ميخواند و ميگويد كه اين گنچ مال توست اما صاحب زمين نيز اين را نمی پذيرد و ميگويد كه حالا زمين را تو خريدی پس اين گنچ نيز مال شماست . دعوای ميان اين دوصحابه(رض) آغاز ميگردد و بعدش هم نزد پيامبر(ص) ميروند و موضوع را با وی در ميان ميگذارند همين كه جناب پيامبر (ص) از موضوع با خبر ميشود به داشتن چنين يارانی و اصحابی فخر ميكند ودر ميان شان به عدل فيصله ميكند . اما امروز كه ما خود را مسلمان و پيروی پيامبر (ص) ميدانيم می مبينيم چگونه بخاطر بدست آوردن مال و متاع دنيا خون های هزاران انسانی را ميريزانيم پس معلوم است كه پيامبر(ص) از ما بيزاری خواهد نمود به سبب گناهان كه ما انجام ميدهيمو اسم مسلمان را بخود ميگذاريم ، درحال كه ما معلومات اندكی نسبت به سيرت و رفتار پيامبر(ص) داريم . كسان كه اسلام را در رفتار و كردار مسلمانان امروزی می ميبينند به ما نفرين می فرستند و از ما بيزاری ميجويند ، مسلمانان در گذشته شكوه و جلالی داشتند ، از هر نگاهی متكی بخود بوده اند ، اما امروز به نسبت نبود صميمت ، برادری و موجوديت درزها و فاصله ها ميان امت اسلامی كشور های اسلامی در ابعاد گوناگون وابسته به قدرت های بيرونی اند . اين وابستگی ها سبب گرديده است تا ديگران مديريت را بدست گيرند و بدون هدايت ديگران نميتوانند اين كشور های حتا كوچكترين گامی را برداند. اين است سرنوشت ما امت اسلامی كه تا هنوز بيدار نگشته ايم و اختلافات مذهبی و قومی هنوز هم درميان مان داغ است كه گاه و ناگاهی ازميان مان قربانی ميگيرد . ميرزا عبدالقادر بيدل نيز درين رابطه اندرزی دارد بدين شرح :
عبرت آفات دهر از خواب بيدارت نكرد
بی خبر در سايۀ اين كهنه ديواری هنوز
هنوز هم بقول حضرت بيدل (رح) ما مسلمانان در سايه ای همان كهنه ديوار هستيم كه نشسته ايم و فتوای كفر فرقه های اسلامی را با استفاده از عينكهای دودی خود كه به بيرون می بينيم ميدهيم ،ما امت مسلمه ، جهان را با اين ديد تنگ بر خود تنگتر گردانيديم در حال كه دشمننان اسلام بجای رسيده اند كه امكانات زندگی كردن را برای خود در ساير سيارات نيز آماده ساخته اند ، اما هنوز ما برای يافتن نان و آب سر گردانيم ،ثروتمندان ما بر بالای فقرا ، يتمان و بيوه زنان رحمی نمی نمايند در حال كه پيامبر(ص) فرموده است كسيكه صلۀ رحم ندارد از امت من نيست. با وجود اين كه امروزه جهارنيم مليون نفر در كشور ما زير خط فقر قرار دارند ولی تا هنوز ديده نشده است كه كسان كه بلند منزل ساختند و زمين های دولتی را غصب كرده اند ، صاحب قدرت و دولت شده اند ، جزئی ترين فكری بحال اين ملت نمايند . يكی از نويسنده گان معاصر گفته است در قلب كه مهربانی و رأفت وجود نداشته باشد بدون شك درين قلب صفات انسانی نيز وجود ندارد ، بهمين گونه كسان كه به ملت خود رحم نميكنند و در فكر پر كردن جيب خود اند بدون شك دارای صفت انسانی نبوده بلكه از جمله ای درنده گان اند كه گويا خود را در لباس انسان پنهان نموده اند. با ايجاد دوستی و برادری ميتوان بر بسياری از مشكلات روزگار فايق آمد ، دوستيها ميتواند پايه های روابط خانواده گی ، خويشاوندی ، همسايه گی و اجتماعی ما را تحكيم بخشند ، حسن نيت داشتن به ديگران ، دست خير داشتن و دست برادر مومن را گرفتن همه اينها دارای اجر و ثوابی در نزد خداست ، زندگی دنيايی جز چند روزی بيش نيست تنها چيزی كه از انسان باقی ميماند همين اعمالی است كه در زندگی خود انسان انجام ميدهد و بس . پس انسان بايد تلاش ورزد كه در هنگام حيات خود كارهای خيری را انجام دهد ، بقول حضرت علی( ك) كه گفته است دنيا كشتگاه آخرت است ، يعنی هر عملی را كه انسان در دنيا انجام ميدهد نتيجه ای آنرا در روز قيامت بدست خواهد آورد . چنانچه كه گفته اند:
از مكافات عمل غافل مباش
گندم از گندم برويد جو زجو