جایگاه و نقش معلم را نمی توان در ساختار جامعه نادیده گرفت
جایگاه و نقش معلم را نمی توان در ساختار جامعه نادیده گرفت
عبدالحلیم باخرد
جایگاه معلم و نقش او را نمی توان در ساختار جامعه نادیده گرفت ، زیرا معلم است که می تواند با آموزش و تربیت درست اطفال و نوجوانان در هرجامعه ای نقش مهمی را بازی کند و راه سعادت و خوشبختی را برای افراد آن جامعه نشان دهد. حتا گفته می توانیم که معلم در یک جامعه حیثیت چراغ و نور را دارد ، در صورتی که معلم در یک جامعه وجود نداشته باشد، تاریکی سراسری آن جامعه را فرا خواهد گرفت و افراد آن جامعه نخواهند توانست به سعادت و خوشبختی دست یابند. همین گونه ، در ارشادات دینی ما به نقش معلم و ومقام والای وی اشاره شده است، چنانچه پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) در این باره چنین فرموده اند: من معلم برگزیده شده ام تا این که مکارم اخلاق را تمام کنم.
اگر ما متوجه شویم امروز جاپان در میان کشورهای پیشرفته به عنوان کشوری محسوب می گردد که بهترین سیستم آموزش را دارا است . زیرا این کشور روی سیستم آموزش سرمایه گذاری نموده است و تنهاراهی را این کشور برای پیشرفت و ترقی خود انتخاب نموده است، آن آموزش است. از این رو، دیده می شود؛ جایگاه معلم در چنین کشوری خیلی ها ارزنده بوده و معلمین در این کشور از حقوق بالای برخوردار اند. اما در کشورهای جهان سوم مانند؛ افغانستان، هنوز هم جهل و نادانی در این کشور داد می زند و یکی از دلایلی تدوام جنگ و نا امنی و فقر در این کشور دسترسی اندکی شهروندان آن به آموزش و پرورش گفته شده است، زیرا در این کشور آن طوری که لازم است روی بهبود سیستم آموزش کار چندانی صورت نگرفته است و همین گونه ، معلمین در این کشور از حقوق چندانی برخوردار نیستند، در حالی که دیده می شود در این کشور معاشات گزاف به آن عده از افرادی داده می شود که کمتر در بهبود امور یک اداره مؤثر واقع می شوند، اما معلمین با هزار خون دل همه روزه ، کودکان و جوانان این سرزمین را درس می دهند، حقوق آنها خیلی پائین بوده و آنها نمی توانند با این حقوق که از دولت دریافت می کنند مایحتاج زندگی خود را مرفوع سازند.
بنابراین ، آنها مجبور اند برای مرفوع ساختن مایحتاج زندگی خویش به کارهای دیگری نیز اقدام نمایند ، این امر باعث می گرددآن ها فرصت مناسب را برای مطالعه ی بیشتر نداشته باشند و آنها صرف به مطالعه همان مواد درسی توسط وزارت معارف به دسترس آنها قرار داده می شود ، اکتفأ کنند. این امر باعث گریده است؛ آنها نتوانند در مورد تحقیقات جدید که در هر بخش از علوم و فنون صورت می گیرد؛ اطلاع داشته باشند، این می تواند یک عاملی مهمی در بی کیفیت بودن روند آموزش در افغانستان دانسته شود. همین گونه، در کشورهای دیگر دیده می شود برای معلمین برعلاوه معاش بهتر، خانه و مسکن نیز داده می شود، این می تواند باعث تشویق بیشتر معلیمن گردد.
اما در افغانستان ، در بسیاری موارد دیده می شود پول هنگفت به جیب اشخاص و افرادی می ریزد که هیچ گونه مؤثریتی دربهبود امور کشور ندارند و صرف برای ضایع وقت و تفریح در ادارات بکار گماشته شده اند، این خود می تواند یک جفای بزرگ بحق آن عده از مأمورین و معلمین گردد شب و روز در ادارات دولتی و مکاتب با معاش ناچیز مصروف کار و تدریس اند. بنابراین ، گفته می توانیم تا زمانی دولت به هدف بهتر ساختن سیستم آموزش وپروش در این کشور کار مؤثری را انجام ندهد و معاش بهتری را برای قشر معلم اختصاص ندهد ، تنها با چاب کتب به رنگ های گوناگون نمی تواند کیفیت آموزش و پرورش در این کشور بهبود یابد و شاگردان مکاتب بتوانند از عرضۀ خدمات آموزشی در این کشور آن طوری که لازم است ؛ مستفید گردند.
هرچند درسال های گذشته وعده های زیادی برای معلمین از طرف حاکمان گذشته داده شده بود، اما هیج یک از این وعده ها در عمل پیاده نشده. افزون براین ها هنوز هم دیده می شود در برخی از نواحی شهرها و مناطقی در ولسوالی ها مکاتب تعمیر ندارند و شاگردان در زیر خیمه یا در فضای باز درس می خوانند. همین گونه، دیده می شود؛ در بسیاری از این مکاتب دستگاه های آزمایشی یا لابراتوار ها وجود ندارد، اکثرا در مکاتب روستایی معلمین که بتوانند مضامین ساینسی را بگونه درست تدریس نمایند ، وجود ندارند. در عوض دیده شده است مضامین مذکورتوسط معلمین غیر مسلکی در مکاتب روستای تدریس می گردد، این خود می تواند یک جفای بزرگی در حق شاگردانی باشد که در این مکاتب درس می خوانند.
همین گونه، در برخی از موارد دیده می شود معاشات در مکاتب دهاتی در وقت و زمان معین آن به معلمین پرداخته نمی شود و معلمین بعد از چند ماه می توانند معاش خود را بدست آرند، این نیز می تواند یک مشکل جدی معلمین در مکاتب دهات و ولسوالی های برخی از ولایات محسوب گردد. همین گونه، نبود معلمین مسلکی اناث در مکاتبی که در مناطق روستایی موقعیت دارند می تواند روند آموزش و پرورش را به مشکل مواجه سازد و بسیاری از دخترانی که در مکاتب روستای درس می خوانند نتوانند از عرضۀ خدمات آموزش بهره برند و عامل اصلی بی سوادی بسیاری از شاگردانی است، با وجود بدست داشتن سند فراغت از مکتب باز هم دیده می شود که آنها نمی توانند درست بخوانند و درست بنویسند، این کاستی و کم کاری های مسئولین نهاد های آموزشی را نشان می دهد.