نقش مطالعه در تنویر اذهان

عبدالحلیم باخرد

مطالعه تنها راهی است می تواند بسیاری از اذهان خوابیده را بیدار کند و برمیزان اطلاعات شخص مطالعه کننده بی افزاید. افزایش میزان اطلاعات می تواند باعث بلند رفتن سطح آگاهی انسان گردد و به وی کمک می کند تا در عرصه های مختلف زندگی راه حل را برای برون رفت از مشکلات و چالش ها بیابد.

انسان با مطالعه کتب مختلف که در رشته های گوناگون نوشته شده اند، می تواند راه های دست یابی به مؤفقیت و رسیدن به قله بلند مؤفقیت را پیدا کند. زمانی که ما داستان زندگی مردان بزرگ، قبل از ما زندگی می کردند را می خوانیم ما می توانیم گام های بزرگ تری را در مراحل مختلف زندگی خویش برداریم و نقش های خوبی را درشرایط مختلف زمانی بازی کنیم و در نتیجه خواهیم توانست در امتحان زندگی مؤفق گردیم.

بدون مطالعه انسان نمی تواند برای برون رفت از مشکلات و چالش های زندگی که دامنگیرش است راه حلی پیدا کند، زیرا نبود آگاهی و اطلاعات در مورد مسائل مختلف زندگی می تواند او را در تاریکی و ظلمت نگهدارد، بلاخره وی باورمند به این خواهد شد؛ تمام دروازه ها بروی وی بسته شده است. اما مطالعه کردن، می تواند رمز باز کردن دروازه های بسته را برای انسان بگوید، تا انسان بتواند با فهمیدن رمز، دروازه های بسته را بروی خویش باز کند و در مسیر مؤفقیت گام های استواری بردارد، در نتیجه فاتح قله های مؤفقیت گردد. حتا می توان گفت: انسان بدون مطالعه نمی تواند خود را بشناسد، مسئولیت های خود را درک کند و ارزش خویش را بداند. محیطی را که در آن زندگی می کند به درستی بشناسد، آن چی را خداوند برایش ارزانی نموده و در دست رس وی قرار داده است به درستی بشناسد و به وجه احسن از آن استفاده نماید.

طبیعی است انسان بدون مطالعه نمی تواند در بارۀ حقوق خویش یا حقوق دیگران چیزی بداند، هم چنان محیط و آن چه که در اطراف وی قرار دارد نیز برایش نا آشنا خواهد بود. تنها مطالعه و آموزش است می تواند در رشد استعداد آدمی و نیروی فهم وی اثرگذار باشد. از این رو نیاز است انسان به هدف بالا بردن سطح آگاهی خویش به مطالعه بپردازد و آموزش بی بیند. افرادی که، در بخش های مختلف مطالعه دارند، در واقعیت می توانند امور زندگی خویش را به درستی مدیریت نموده و از هر لحظه و ثانیه از عمر خویش استفاده اعظمی نمایند. آنها نتها در مدیریت امور زندگی خویش مؤفق می باشند، بل آنها در انجام وظایف ومسئولیت های که به عهده ی آنها واگذار گردیده است، نیز مؤفق از آب در می آیند.

پس گفته می توانیم انسان بدون مطالعه نمی تواند انسان آگاهی باشد و در تاریکی و گمراهی قرار می گیرد و با مسائلی که در زندگی خویش بر می خورد نمی تواند برای حل آنها راه چاره بی اندیشد. سر انجام،عدم آگاهی او سبب می گردد تا وی در زندگی خویش ناکام باشد.

اما انسان زمانی که مطالعه می کند می تواند مسئولیت های فردی، خانوادگی و اجتماعی خویش را درک کند و آن را به وجه احسن انجام دهد، سر انجام وی خواهد توانست با انجام دادن مسئولیت های خود در خانواده و اجتماع، شخص مورد احترام و قابل قدر برای خانواده و جامعه خویش دانسته شود و در دل همه جای گیرد.

تجربه این را نشان داده است، تنها می توان از طریق مطالعه و آموزش ذهن آدمی را برای پذیرفتن افکار و باورها آماده ساخت تا وی بتواند به دیگران حقی قایل شود و به آنها احترام گذارد، پی بردن به حقوق دیگران می تواند انسان را وادار به بپذیرش دیگران کند، در روابط خانوادگی و اجتماعی خویش اصل همدیگرپذیری را رعایت نماید، با رعایت این اصل می توان گفت که در میان افراد اجتماع یک همبستگی بوجود می آمد.

از این گذشته، گفته می توانیم انسان بدون مطالعه نمی تواند خدای خویش را بشناسد و او را آن طوری که شایسته است ستایش کند. چنانچه شاعری در این مورد چه خوب زیبا سروده است:

چوشمع از پی علم باید گداخت

که بی علم نتوان خدا را شناخت

یعنی؛ شناخت خدا نیز به مطالعه و تحقیق بیشتری نیاز دارد. از اینجا گفته می توانیم جوامعی که افرادی آن بیشتر مطالعه می کنند ، سطح آگاهی شان خیلی ها بلند است، اما جوامعی افراد آن کمتر مطالعه می کنند سطح آگاهی این افراد خیلی ها پائین است و دیده می شود در این جوامع از پیشرفت خبری نیست، گراف فقر با گذشت زمان بالا می رود و یک نوع نابسامانی وهرج ومرج در چنین جوامعی پا برجاست. پس برای این که بتوان به نابسامانی های موجود در جوامع مختلف پایان داد، نیاز به این است که فرهنگ مطالعه را در میان افراد آن ترویج کرد. ترویج فرهنگ مطالعه در میان افراد جوامع مختلف خواهد توانست باعث تنویر اذهان آنها شده و در فرجام آنها تصمیم خواهند گرفت برای برچیدن گلیم نا باسامانی ها از جوامع خویش دست به کار شوند.

انسان که در طول عمر خویش همواره مطالعه می کند و کتاب می خواند، او می تواندیک انسان آگاه باشد، قدرت دید و جهان بینی وی تا جای خواهد بود که می تواند گفت او را جهان بین خواند. چنانچه شاعری در این باره چنین سروده است:

هر آن کو ز دانش برد توشه ای

جهانی ست و بنشسته در گوشه ای