چگونه می توان زمینه را برای رشد استعداد اطفال مساعد ساخت؟

عبدالحلیم باخرد

برای این که خانواده ها بتوانند زمینه ی بهتری را برای رشد استعداد اطفال خویش آماده سازند، نیازاست ابتدا به آنها اجازه دهند تا اطفال تمایل و علاقه ی خویش را برای فراگیری مضمون یا رشته ی تحصیلی نشان دهند، درصورتی که خانواده ها از روی حرکات و نحوه ی بیان استعداد اطفال خود را در یادگیری برخی از رشته ها کشف کنند در این صورت آنها باید شرایط را برای اطفال خود آماده سازند تا اطفال شان بتواند بصورت بهتر مضمون ، رشته ی مورد علاقه ی خویش را فراگیرند، در نتیجه اطفال آنها خواهند توانست در فراگیری مضمون یا رشته ی دلخواه خویش مؤفق باشند.

این را نباید از یاد برد، با تحمیل فشار نمی توان اطفال را به انجام دادن کار یا فراگیری مضمون یا رشته ای وادار کرد، زیرا وادار ساختن اطفال به انجام دادن کار یا آموختن مضمون می تواند اثرات نامطلوبی را روی روان آنها بجا گذارد، این عمل باعث خواهد شد اطفال کینه بدل گیرند و درمواردی نیز این می تواند آنها را لج باز بار آرد. بنابراین، تنها راهی که می توان زمینه را برای رشد اطفال مساعد ساخت همانا مساعد ساختن فرصت برای آنها است تا آنها بتوانند با انجام حرکات یا آنچه دل شان می خواهد برای والدین خویش بدون کدام ترس و هراسی بیان کنند.

در مواردی نیز دیده شده است؛ برخی از خانواده ها از بی علاقگی یا تنبلی اطفالش خویش در راستای فراگیری مضامین شکایت داشته اند. دلیلی اصلی آن توجه کمتر خانواده ها به خواست های اطفال شان است، زیرا این خانواده ها برای اطفال شان فرصت ندادند تا آنها بتوانند با حرف زدن یا نشان دادن حرکات حرف دل خود را به والدین خویش بیان کنند، این باعث گردیده است اطفال با گذشت زمان روحیه ی خود را از دست دهند و در عوض فراگیری مضمون دلخواه والدین فکر و ذهن خود را متوجه کار های بیهوده و هرزه سازند، سر انجام ، این سبب شده است آنها از آموزش پس بمانند و افراد تنبل و بیکاره بارآیند.

تجربه نشان داده است، تازمانی که؛ والدین درک نکنند اطفال آنها در فراگیری کدام مضمون یا رشته علاقه ی خاص دارند، آنها نخواهند توانست در رشد استعداد اطفال خویش نقش خوبی را بازی کنند. از این رو نیاز است والدین همواره تلاش ورزند تا درعوض فشار آوردن یا تحمیل خواسته های خویش بالای اطفال شان تمرکز بیشتر بالای حرکات و حرف های آنها نمایند تا از این طریق بتوانند توانایی و استعداد اطفال خود را در فراگیری مضمون خاص شناسایی نموده وزمینه را برای آنها فراهم سازند. در این صورت والدین شاهد مؤفقیت های مزید اطفال خویش در عرصه های مختلف خواهند بود و به وجود آنها فخر خواهند کرد.

حتا در مکاتب و مدارس نیز نیاز است آموزگاران از رفتار و گفتار اطفال بتوانند استعداد های آنها را در فراگیری مضمون خاص شناسایی نمایند و در این راستا آنها را یاری رسانند به این ترتیب آنها خواهند توانست استعداد خویش را در فراگیری مضمون دلخواه خود برای همه گان بنمایش گذارند. روی هم رفته، در بسیاری از مکاتب و مدارس کشورهای جهان دیده شده است، بعد از ختم دوره ی ابتدائیه، در دوره متوسطه رشته ها اختصاصی می گردد و هر دانش آموز مطابق سطح سویه و استعداد خویش در صنف مربوطه اشتراک می کنند، این توانسته است نتایج خوبی را نیز بهمراه داشته باشد.

اما در افغانستان تا هنوز دیده می شود، در بخش آموزش و پرورش کمتر به این نکته توجه گردیده است، زیرا هنوز هم گفته می شود نصاب درسی ما معیاری نیست، این باعث گردیده بسیاری اطفالی که در مکاتب و مدارس درس می خوانند استعداد آنها به درستی شناسایی نشود. بنابراین نیاز است برای شناسایی استعداد های دانش آموزان در مکاتب و مدارس کشور تلاش گردد روانشناسان به حیث آموزگار استخدام گردند تا بتوانند حرکات آنها را بررسی نموده و استعداد های ناب را در میان دانش آموزان شناسایی نمایند، در این صورت آموزگاران خواهند توانست در راستای رشد این استعداد ها برنامه های بهتری را روی دست گیرند و با همکاری خانواه های شان بتوانند افرادی مؤفق را تقدیم جامعه نمایند.

حکایت های در باره زندگی افرادی که استعداد منحصر به فرد در فراگیری مضامین و رشته های خاص داشتند، هنوز هم زبان زد عام و خاص است، از جمله می توان به حکایت اشاره کرد، در باره بهزاد نقاش چهره دست ایرانی نوشته شده است و هنوزهم در این کشور ورد زبان هاست. بهزاد زمانی به صفت دانش آموز شامل مکتب شد، وی چندان علاقه ی به درس نداشت، هرچند آموزگاران زیاد تلاش کردند تا علت بی علاقه بودن وی را نسبت به درس بدانند؛ مؤفق به دانستن آن نشدند، اما یکی از روزها معلم مضمون روانشناسی او را نزد خود خواست تا با وی در این باره صحبت کند، زمانی که معلم روانشناسی از وی می پرسید؛ چرا او به درس علاقه ندارد؟ وی بدون این که پاسخ به معلم خود بدهد، چوبی را برداشت و روی زمین تصویری را رسم کرد. معلم با دیدن تصویر دانست، بهزاد می خواهد بجای درس خواندن هنرنقاشی را فراگیرد. معلم نیز با دانستن علاقه وی او را مطمئن ساخت با وی در یادگیری این هنر کمک خواهد کرد. در نتیجه وی توانست با تشویق وهمکاری معلم و خانواده ی خویش در یادگیری این هنر پیشتاز باشد و دست آورد های خوبی را داشته باشد که امروز نام او به صفت نقاش چهره دست بر سر زبان ها ست.

همین گونه در باره انشتین دانشمند فزیک حکایتی است که زمانی که وی دانش آموز مکتب بود، وی مجبور بود بعد ازختم درس کار خانه را نیز انجام دهد، درس و کار خانه خیلی ها برایش مشکل بود که هردو را انجام دهد، این باعث شده بود که وی کمتر به درس خواندن توجه داشته باشد، در نتیجه بی توجهی وی به درس باعث گردید که وی در میان سایر دانش آموزان تنبل شناخته شود و در درس خواندن کمتر سهم گیرد، بنابراین همیشه مورد تمسخر سایر هم صنفیان قرار می گرفت. یکی از روزها ناچار شد تا از پدر خود بخواهد یکی از این مسئولیت ها را به وی بسپارد، یعنی، رفتن به مکتب یا انجام دادن کار خانه. پدرش که از استعداد فوق العاده وی در فراگیری درس آگاه بود به وی گفت که باید او درس بخواند و کار خانه را خودش انجام خواهد داد. این باعث گردید که انشتین بیشتر فکر و ذهن خود را روی درس متمرکز سازد و نمرات عالی در امتحان بدست آورد که این باعث شگفتی سایر هم صنف یانش شد. در نتیجه وی توانست با ادامه تحصیل و تحقیق به حیث یک دانشمند و نابغه در سطح جهان مطرح شود. بنابراین گفته می توانیم که درصورتی مهیا شدن زمینه برای رشد استعداد اطفال آنها خواهند توانست در آینده درعرصه های گوناگون دست آوردهای خوبی را به جهان بشریت داشته باشند.