برای مبارزه با فقرباید برنامه های مؤثر روی دست گرفته شود
برای مبارزه با فقر باید برنامه های مؤثر روی دست گرفته شود
عبدالحلیم باخرد
با گذشت هرروز دامنۀ فقر و بدبختی در میان باشندگان این سرزمین گسترده تر می گردد . طوری که دیده می شود ، نبود زمینۀ کار در کشور سبب گردیده است تا بسیاری از باشندگان این سرزمین به آسانی نتوانند مایحتاج زندگی خود را بر آورده سازند و این امر باعث گردیده است که برخی ها برای دست یابی به شرایط بهتر زندگی رهسپار کشور های دور و نزدیک گردند که در نتیجه ، عدۀ هم در ابحار غرق گردیده اند و یا هم در کشور های میزبان بی سرنوشت بوده و به حالت رقت باری زندگی بسر می برند. همین گونه گسترش دامنۀ فقر و بدختی در میان باشندگان این سرزمین سبب گردیده است تا برخی دیگری از شهروندان به اعتیاد روی آرند که این وضعیت در واقعیت امر برای آنها یک مرگ تدریجی است . از طرف دیگر گسترش دامنۀ فقر در افغانستان باعث افزایش ناامنی ها شده است و با گذشت هرروز مخالفین مسلح با استفاده از این خلا به آسانی می توانند در میان افراد فقیر و روستا نشین جای خود را بیابند و با دادن انگیزه دینی و وعده به آنها ، آنها را به میدان نبرد فرا خوانند که بسیاری ازا ین افراد فقیر بی سرنوشت اند و کدام مصروفیتی ندارند ، بنا مخالفین مسلح بخوبی می توانند با بر انگیختن احساسات آنها ، از میان آنها سرباز گیری نمایند و آنها را به خطوط مقدم جبه بفرستند. از این گذشته گسترش دامنۀ فقر در کشور سبب گردیده است تا تعداد گدایان با گذشت هر روز در کشور بیشتر گردند ، همین گونه ، اطفال خیابانی نیز تعداد شان روز به روز افزایش می یابد بنا گفته می توانیم که ادامه این روند می تواند برای آینده این کشور عواقب ناگواری در پی داشته باشد . زیرا اطفال که از درس و تعلیم باز می مانند در واقع همانند نهال اند که هیچ گاهی آبیاری نشده است ، بنا خشک می گردد ،این اطفال نیز نمی توانند برای آینده این سرزمین مؤثر واقع شوند . بلکه گروه های مافیای به خوبی خواهند توانست از این اطفال بی سرپناه و خیابانی در راستای پیشبرد اهداف شوم خویش استفاده نمایند . نکته مهم تر این که امروز آن طور که دیده می شود گروه های مافیایی در کشور فعالیت گسترده دارند تا اندازۀ در بدنۀ حکومت نیز نفوذ کرده اند ، دولت باید به این مسئلۀ مهم توجه نماید و افراد که در سطوح مختلف نظام منسوب به گروهای مافیایی اند دست گیر نماید و مانع تطبیق طرح های شوم آنها در این کشور گردد. بنا براین گفته می توانیم که تنها راه برون رفت ازا ین معضل همانا تطبیق برنامه های اشتغالزا ست . تطبیق برنامه های اشتغالزا در کشور می تواند زمینه کار را برای باشندگان این سرزمین فراهم سازد و از این طریق شهروندان افغان خواهند توانست مایحتاج زندگی خویش را بدست آرند. در این صورت آنها مجبور نخواهد بود تا برای یافتن کار به خارج از کشور روند. برنامه های که می تواند در این راستا مؤثر واقع گردد همانا مکانیزه کردن سیستم زراعت ، فراهم ساختن زمینه برای سرمایه گذاری در کشور است . در صورت که زمینه برای سرمایه گذاری در کشور مساعد گردد سرمایه گذاران ملی و بین المللی خواهند توانست دراین کشور سرمایه گذاری نمایند ، با سرمایه گذاری آنها در بخش های زراعت ، ایجاد فابریکات تولیدی وصنعتی در کشور زمینه کار برای بسیاری از شهروندان این سرزمین فراهم خواهد شد و از این طریق بسیاری از باشندگان کشور خواهند توانست مایحتاج زندگی خود را به آسانی بدست آرند و این امر می تواند سبب رشد و توسعه اقتصادی کشور گردد و از این طریق عاید بیشتر به خزانۀ ملت بریزد. بالا رفتن سطح تولیدات داخلی سبب خواهد گردید تا محصولات کشورهای دیگر که اکثرا از کیفیت چندانی هم برخوردار نیستند به کشور وارد نگردد . هم چنان این امر باعث می گردد تا افغانستان بتواند به سایر کشور ها تولیدات خود را صادر کند. جای دارد که گفته شود امروزه عواید که از طریق گمرگات بدست می آید این یک رشد کاذب را نشان می دهد و این نمی تواند یک رشد واقعی اقتصادی باشد، بلکه رشد واقعی اقتصاد کشور تنها و تنها از طریق بلند بردن سطح تولیدات امکان پذیر است . اما نبود یک سیاست روشن و واضح اقتصادی به منظور رفع مشکل در راستای سرمایه گذاری در افغانستان سبب گردیده است تا سرمایه گذاران داخلی و خارجی نتوانند با دل گرم در افغانستان سر مایه گذاری نمایند ، بلکه این امر باعث شده است تا بسیاری از سرمایه داران افغان نیز در کشور های بیرون سرمایه گذاری نمایند و این واقعا برای ما تاسف آور است . هم چنان عدم توجه دولت به صنعت کاران و پیشه وران داخلی سبب گردیده است تا صنعت کاران و پیشه وران از کار خود چندان راضی به نظر نرسد زیرا ، آنها نمی توانند محصولات خود را بوجه احسن در خارج ازکشور به فروش رسانند. حتا گاهی هم دیده شده است که صنایع افغان از طریق کشور پاکستان به کشور های دیگر زیر نام محصول این کشور صادر می گردد. بنا لازم است که دولت مردان افغان از خواب گران بیدار گردیده و نگذارند ازین بیشتر فرصت ها از دست برود ، بلکه کوشش نمایند با تلاش پیگیر به کار خود ادامه دهند تا این که افغانستان هم بتوانند در جمع آن کشور های محسوب گردد که امروزه در سطح جهان حرف اول را می زنند. باید این را دانست که یکی از عوامل نا آرامی ها در کشور همانا نبود زمینه کار برای ساکنان این سرزمین است . با تاسف باید گفت که دولت وحدت ملی تا هنوز هیچ نوع برنامه ای برای محو کامل فقر از کشور روی دست نگرفته است همین گونه کدام برنامه ای را که بتوانند در راستای کاریابی باشندگان این سرزمین مؤثر واقع گردد روی دست ندارد . این عدم توجه به وضعیت موجود می تواند نتایج ناگواری را در پی داشته باشد . بنا بر این لازم تا رهبران حکومت ملی ازاین که فرصت های بیشتر را از دست بدهد به عنوان خادم این سرزمین دست بکار شوند تا این که ملت هم در کنار آنها ایستاده شده و همه باهم بعنوان فرزندان این مرز و بوم به برای ساختن این سرزمین دست بکار شوند تا این که بتوانند خود را ازین بدبختی نجات دهند. اما ، عدم توجه دولت مردان به وضعیت موجود می تواند ، اوضاع را از این هم شکننده تر سازد . بگونه که نا آرام های موجود بر خاسته از بی برنامگی دولت وحدت ملی است ، پس در این صورت لازم است که رهبران حکومت وحدت ملی هرچه زود تر دست بکار شده و نگذارند وضعیت زندگی مردم از این هم بیشتر خراب گردد .